تبلیغات
خفرک« شهر آسمان»

نوبتی هم باشد نوبت اختلاس است.

نوبتی هم باشد نوبت اختلاس است.

                                                                                                                                                            

گروهی خاص در این مملکت برای حفظ منافع خویش به لطایف الحیل می خواهند رقیب را از سر راه بردارند.­ داستان راستی ها، برای ما بچه های دوره خودمان داستانی به یاد ماندنی است. داستان روزنامه رسالت، آن قدر این روزنامه بد نوشت که امام (ره) آن روزنامه و برخی از اعوانش را دست آویزی برای اسراییل خواند. به همین لحاظ ما به این گروه« رسالتی» می گفتیم.

در انتخابات از سید عبدالرسول موسوی که فردی تندرو( چپی های آن زمان) بود، در مسجد شهر مصیری سؤال شد، آیا شما رسالتی هستید؟ ایشان جواب داد، من رساله ای هستم.

درشیراز در دانشکده ادبیات و علوم انسانی در جلسه ای از رهام عبدی پور فرماندار وقت ممسنی و کاندیدایی برای این شهرستان در همین مورد سؤال شد، جواب داد: قیمت این روزنامه دو تومان هم باشد من دو تومان نمی دهم و آن را بخرم. حاضر نیستم برای رأی آوردن حتی این ها را تطهیر کنم( نقل به مضمون).

گروه 99 نفره و آذری قمی و حسینی سیرجانی و محمد خامنه ای و بسیاری دیگر که در دوران امام تحرکاتشان امام را رنجاند و امام بر پوزه شان می زدند، شاید در حافظه برخی مانده باشد.

اما به تدریج یک تفکر کنار گذاشته شدند، و این ها بر سر کار آمدند، قوانین تغییر داده شد، تفسیر قانون اساسی چیزی می گفت که برخی از دست اندرکاران این قانون دادشان بلند شد که ، منظور ما از نظارت این نیست که شما تفسیر می کنید!!

پرونده سازی شروع شد و برخی سازمان ها در درون خود واحدی امنیتی را به این امر اختصاص دادند. به تدریج و البته با کمک برخی از بزرگانی که الان هم مورد هجمه آن ها هستند، و از طرفی                       رد صلاحیت ها ی پی در پی و  بی حساب ، میدان و عرصه سیاسی جولانگاه این گروه شد.

در انتخابات خرداد76 مردم جواب نه محکمی به این گروه دادند و در انتخابات بعدی با رأی بیشتر آن را تأیید کردند. اما در سال 84 بزرگترین اشتباه استراتژیک را اصلاح طلبان کرده و گروه مقابل نیز یک فرد بی نام و نشان را با شعاری مردم پسند وارد میدان کرد.

با کمک سازمان هایی که اسنادشان همه موجود است و دخالت هایی این چنینی،  برخی از کاندیداها در سال 84 در روزهای آخر تبلیغات ناگهان افت کردند.

و آن شد که نباید می شد و تکرار بعدی اش نیز بماند.

در این مدت واژه ها در جامعه شناسی این گروه معنای خاصی پیدا کرد. کلید واژه هایی ساخته شد و بر روی آن ها مانور داده و از آن طریق مخالفین عقیده و سلیقه خود را از میدان به در می کردند. در این جا این  نوشتار برآن نیست که به سایر جنبه ها و مؤلفه ها بپردازد، با گریزی کوتاه به برخی از این واژه ها به برخی از حقایقی که مردم باید بدانند می پردازد.

مدتی بر واژه« نظارت استصوابی» تأکید شد. از طریق بار ارزشی که به این واژه دادند، بسیاری را از گردونه خارج کردند!

واژه بعدی،  «مطلقه» بود که بعد از ولایت آورند. واژه ای که در خود اصل واژه اصلی یعنی ولایت نهفته بود. اما این گروه با تأکید بسیار بر این واژه به اعتقاد من حساسیت زیادی را ایجاد کردند. بحث هایی در بسیاری از جاها به خاطر دلسوزی یاران انقلاب این افراد مظلوم را نیز به درون پرونده های گروه نظارتی  می برد.

یکی دیگر از واژه ها،«ضد ولایت فقیه» بود. این واژه از قبل هم وجود داشت، اما برای معاندین به کار برده می شد. این واژه برای گروه منفعت طلب حربه ای برای از میدان بیرون کردن رقیب بود. به طوری که بسیاری از بهترین و خدوم ترین جوانان این انقلاب و مردان و زنان را از میدان سیاست بیرون برد و به جای آنان کسانی را نشاند که نتیجه کار و عمل آن ها این وضعیتی است که الان مشاهده می کنیم.

واژه سازی ها همچنان ادامه داشت.به طوری که گاهی انسان فکر می کند، گروهی در فرهنگسرایی مشخصاً برای این کار انتخاب شده بودند!

جاسوس بیگانه: این واژه نیز در ساختار سیاسی کشور وجود داشت اما مصادیق آن تغییر کرد. هر مخالف سلیقه ای جاسوس بیگانه خوانده شد. دادگاه ها تشکیل و برخی زندانی و برخی هم ظاهراً ساخت و باخت و توبه و اعتراف .... بگذریم.

عامل بیگانه، این واژه مشخصاً جاسوسی نیست که حقوق بگیرد و یا استخدام باشد، اما به اصلاح طلبان برای مدت زیادی و شاید الان نیز با شدت بیشتر ، اطلاق گردید، به طوری که هر کسی با یک رادیوی کشورهای غربی یا با تلویزیون یا هر رسانه ای از آن کشورها مصاحبه ای انجام می داد، عامل بیگانه و مجرم معرفی می شد . بخش زیادی از پرونده ها از این طریق قطور شدند.

بی بصیرت ها، این واژه زمانی نضج گرفت که عده ای دادشان از بی لیاقتی دولت احمدی نژاد بلند شد. قطر برخی پرونده ها در این جا افزون گردید.

واژه دیگری که شاید بتوان گفت، بیشترین استفاده را این گروه ها از آن بردند، واژه « فتنه» بود که به همراه خود، واژه هایی را به عرصه کشاند. فتنه گر یا فتنه گران، همراهان فتنه، عاملان فتنه، ساکتین فتنه، آتش بیاران فتنه .

اگر کسی رسانه ها و یا به طور اخص روزنامه های کشور را در این مدت « تحلیل محتوا» بکند ، متوجه خواهد شد که روزنامه های گروه به اصطلاح امروزی اصول گرا و شاخه های آن چه میزان از این واژه بهره برده اند.

ارزشی، واژه ای است که برای دولت و گروه ـ جعل شده آباد گران و رایحه خوش خدمت و اصول گرایان به کار برده می شد. مقابل این ها ضد ارزشی ها بودند که مصادیقشان اصلاح طلبان بود.

دزدان: از شروع تبلیغات محمود احمدی نژاد در سال 1384 شمسی ، این واژه بر زبان او جاری بود و   می خواست دزدان را بگیرد. سال های سال در سخنرانی هایش دست در جیب می کرد و می گفت، نمی گذارند اسامی را بیرون بدهم، اما روزی بیرون آورده و به مردم نشان خواهم داد . این بیارم بیارم ها هم از مد افتاد و مانند بگم بگم های او شد. هیچ وقت آن اسامی از جیب رییس دولت بیرون نیامد تا این که دیگران آن اسامی را بیرون دادند.

واژه ها زیادند که به همین مقدار اکتفا می شود . یک واژه است که باید بر آن کمی تمرکز کنیم.

اختلاس: اختلاس نیز واژه ای است که در ادبیات فارسی ما وجود دارد هر چند ریشه عربی دارد. این واژه در سال های آخر دولت اصول گرای کشور به ریاست آقای دکتر محمود احمدی نژاد به تدریج سر بر آورد.

قضیه از آوردن فردی بازنشسته و بر اریکه نشاندن آن شروع گردید . به عنوان خادمی نمونه نمایندگان مجلس اصول گرا برای او نامه نوشتند و در نیمه شبی یا نصف روزی ناگهان این فرد زحمت کش!!! به صورت نامرئی به دستور معاونی بزرگ و فاملی از خانواده هزار فامیل پرونده به دست، از فرودگاه به خانه ییلاقی خودش در یک کشور اروپایی رفت. او که تا این زمان خاوری نام داشت؛ باختری شد!

سه هزار میلیارد. صفرش را بشماریم سرگیجه خواهیم گرفت!

سپس بابکی پیدا شد و زنجانی اش اوج گرفت ، همان کسی که با مدیرانی مخلص!!! چون رویانیان  و امثال او آب میوه می زدند و عکس یادگاری می گرفتند.

از جنوب کشور و از شیراز پرونده ها سر برآورد و عربی بیچاره مغموم و سپس با مال بر باد رفته راهی کشورش شد.

در کیسه بیچارگان و بازنشسته های تأمین اجتماعی ، در بنیاد شهید، در .... و در.... و  در.... تا این که کار به سازمان های نگهبان ناموس مردم هم کشیده شد و رییس قبلی نیز  اظهار کرد که مرا هم تهدید به پایین کشیدن کردند!

در این میان به اوقاف امام معصوم هم رحم نشد و میلیاردی در راه هوس بازی آقا زاده ای صرف شد.

اخیراً نیز برخی آقا زاده ها اسمشان بر زبان هاست هشت میلیادری برداشته و به ممالک اجنبی رفته اند! و دیگر اخباری که نگارنده این سطور خبر این گروه اخیر را نه تأیید و نه رد می کند.

اخیراً نیز دولتمردان جدید خبر از کشف اختلاس 24 و 25 میلیاردی در لابلای پرونده های دولت پاک دستان کرده اند! آن شانزده میلیارد دانشگاه ایرانیان نیز معلوم نشدکه به چه سرانجامی گرفتار شد.

و شاید ده ها  صدها از این نمونه که نگارنده از آن ها خبر ندارد.

این ها همه یک واژه بسیار با مسمایی به نام « اختلاس» را به خود حمل می کند.

اما چرا اصول گراها و به خصوص پایداری ها و گروه های فشار ده بیست نفری شان از این واژه فرار می کنند؟!

برخی از این ها ، هم که می خواهند بدان گریزی بزنند بلافاصله فرافکنی می کنند و آن را به قدیمی ها ارجاع می دهند. البته خدای این ملت جای حق نشسته و روسیاهشان کرد. آن ها می گفتند، محمدرضا رحیمی در دوره آقای رفسنجانی پست گرفته است. هر چند آن هم ادعایی پوچ بیش نیست و جوابشان داده شد اما، با آمدن بقایی و اضافه شدن بر اختلاس گران دولت اصول گرا ، دیگر نمی دانم چه دفاعی دارند، فردی که کمترین پستی را نیز تا زمان انتخابس توسط احمدی نژاد نداشته است.

این روزها به دست و پا افتاده اند. انرژی هسته ای، رفتن خانم ها به ورزشگاه، شهدای مظلوم غواص کربلای چهار، سخنان آقای هاشمی و حمله به او، بزرگ کردن محکومیت پسر آقای هاشمی و ده ها عمل دیگر مثل همان شلوغی در مجلس که نشان ار دستپاچگی این گروه می دهد.

در این جا ، سزاوار است که آقایان شورای نگهبان با خود خلوت کنند و با مد نظر گرفتن وضعیت کشور و نیز کلام خدا را که همه ما را به استدلال و تفکر آزاد فرخوانده رجوع کرده و نگذارند مدیران شایسته این کشور از خدمت باز مانند.

عزیزان در شورای نگهبان برای مردم احترام قایل شوند، بگذارند مردم کارشان را بکنند. منتقدین ضد نظام نیستند. شما عزیزان باید معاندین و گروه های مسلح را زیر ذره بین بگذارید. نه جانباز دلسوخته ای که در عراق به خبرنگاری اجازه نداد که بدون روسری با او مصاحبه کند اما به جرم اصلاح طلب بودن ، رد صلاحیت گردید.

به هر حال نوبتی هم که باشد الان نوبت اختلاس است که هم وطنان اصول گرای ما نسبت به این واژه ادای دین کنند. بنابراین بنده به این گروه پیشنهاد می کنم، به جای فرافکنی و دست و پا زدن در مردابی که خود درست کرده اند، که هر دم آن ها را در خود با هر حرکتی بیشتر فرود می برد، کمی هم پیرامون این واژه مانور دهند.این همه لطف را به واژگان دیگری چون فتنه و سایر روا ندارند!

جلال یوسفی

29 خرداد ماه /1394

تاریخ ارسال : جمعه 1394/03/29 10:52 | نویسنده : admin

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.