تبلیغات
خفرک« شهر آسمان»

دلسوزی یا امام زدایی از انقلاب؟!

اخیراً انتقاداتی از سوی برخی از قلم به دستان  نسبت به تعمیرات و هم چنین گسترش حرم بنیانگذار جمهوری اسلامی نقدهایی به فضاهای  متعدد مجازی و رسانه ای آمد.

منتقد که گاه و بیگاه بر اصلاح گران اجتماعی و نویسندگان متعدد می شورد و معمولاً اتهاماتی چون وابسته به بیگانگان و کفر و فتنه و غیره به مخالفان خود می زند، این بار نیز با یک حرکت چرخ فلکی استفاده کرده تا شاید غرض ورزی خود را نسبت به خاندان امام خمینی به طور آشکار تری نشان دهد.

برخی از نهادهای همسو با منتقد، به دلیل اجتناب ناپذیر بودن از رد این سخنان ، خواسته اند این عمل را با آب زمزمی پاک کنند!که این خود دردی است جانسوزتر از آن درد نوک قلم ، قلم به دست و منتقد معروف!

راستی از راه رسیدگان، به چه مقام و قدرتی رسیده و نفوذشان در این کشور به چه اندازه است که به این جا رسیده که با این کارهای خود که سال هاست در پشت واژه های دینی و گاه دفاع از مقدسات آن را بیان می کردند، این بار این طور آشکارا بر این  امر دست می گذارند؟!

نمی خواهم بگویم پیامبر فرمودند: علماء امتی افضل من انبیاء بنی اسراییل ، اما بنا دارم به سمع این گروه از انسان هایی که وجودشان و بودشان به حرکت آن پیرفرزانه منوط بوده است برسانم ، باید حداقل به این مطلب توجه کنند، که بین حرم بینانگذار این انقلاب تا کاخ شاهان تفاوت قایل شد! تفاوتی که در نوع کارکرد ( حداقل) باید بدان نگریست.

درست در زمانی که میلیاردها ریال پول این کشور خرج برخی اماکن می شود (  به ظاهرمذهبی) که  بسیاری تحت عنوان امام زاده ( والبته بدون سندی که هویت  این اماکن را مشخص کند) و گاه عواید ناشی از اوقاف این کشور به این سمت و سو می رود، آیا مرکز نشر امام خمینی(ره) آن هم بدون کمک از دولت و  هزینه ای از مراکز خیریه و اوقاف به تعمیر مکانی می پردازد که سال ها مأوای مسافران زیادی است که نمی توانند مانند منتقد در هتل ها به سر ببرند و یا این که جایی برای سکنی ندارند، باید این طور با این مطلب برخورد کرد؟!

یعنی سلسله جنبان یک حرکت جهانی و دینی- تاریخی  و سیاسی، این قدر شایستگی ندارد که خود خانواده اش برای ماندگاری نام او که ماندگاری و تثبیت حرکت اوست، نسبت به تعمیر و نگهداری مزارش اقدام کنند؟! آیا این عمل مؤسسه نشر امام چیزی غیر از حفظ آرمان های آن بزرگوار است؟! آیا به اندازه یک آقای زید و عمرو نباید برای آن بزرگ معمار انقلاب ارزش قایل شد؟! مگر رهبری انقلاب نگفتند، این انقلاب بدون نام خمینی در جهان شناخته شده نیست؟!

نوشته اند که امام اگر زنده بود راضی به این کار نبود ! این دلسوزی برای امام است یا امام زدایی از انقلاب؟!

تا کی ما پیروان خمینی کبیر باید ، این انحرافات قلمی و فکری را به حساب نفهمی و کج فهمی نویسندگان و گویندگان این مسیر منحرف بگذاریم؟!

از برخورد با یادگار امام در زمان حیاتشان، تا توهین های سال 1376 برخی از حضرات تبلیغ کننده برای شخصی خاص ( که برخی از مدیران نهادهای هزینه کننده الان در مجلس دارند راهی می روند که خود به انحراف منتهی می شود) بر این خانواده شد، تا آن جا که این توهین ها و سبک شمردن ها به جایی رسید که رییس دفتر مرحوم امام خمینی، مرحوم آیت الله توسلی در زمان بیان بخشی از این بی احترامی ها در مجمع تشخیص مصلت نظام سکته کرد و به دیار حق شتافت.

پس از آن در دولت مدعی پاک دستی و نیز راستگویی!!! نیز بدترین توهین بر یادگار این خاندان یعنی حضرت آیت الله علامه سید حسن خمینی شد که موجب بر هم خوردن سخنرانی اش در سالگرد ارتحال امام خمینی گردید.

و نیز، این گستاخی ها تا جایی رسانده شد که بسیاری از بولتن های نهادهای انقلابی ( حتی) نوشتند« سید حسن مصطفوی» و نیز نوشتند« یادگار روح الله سید حسن نصرالله» و مفاهیمی به این مضمون!

در جاهای متعدد بر این خانواده مستقیم و غیر مستقیم آن ( به ناروا) کردند که حضرت روح الله قبلاً خود پیش بینی کرده بود. البته این حملات زمانی بیشتر شد که این خانواده در زمان هتاکی ها به یار دیرین امام یعنی آیت الله رفسنجانی زیاد شد، از او حمایت کرده و یا به دیدارش رفتند!

... و اکنون درست در زمانی که می رویم تا سال گرد ارتحال آن پیر فرزنه را به سوگ بنشینیم، بار دیگر دست نامحرمی دیگر از آستینی نامحرم نسبت به این انقلاب بیرون آمد و این بار نشانه را به سمت اساس این خانواده گرفت. خانواده ای که به بزرگی کل امت اسلامی است. به بزرگی انقلاب اسلامی و شهدای این انقلاب است.

من نمی خواهم در این جا به نویسنده این اتهامات جواب بدهم، تنها از طریق این سطور نگرانی و ناراحتی خود را نسبت به « امام زدایی» از انقلاب اعلام و به همه انقلابیون این خطر بزرگ را گوش زد می نمایم.

از همین بلندگوی بسیار کوچک نیز به منتقد گستاخ نسبت به حرم روح الهی اعلام می کنم که به برگشت به گذشته و گذشته های خویش آن راهی را که گذشتگان این جریده در دوران پهلوی پیش رو گرفتند، در پیش نگیرند و الا به سختی پشیمان خواهند شد.

والسّلام علی عبادالله الصالحین

جلال یوسفی، 11 خردادماه 1394، تهران

تاریخ ارسال : چهارشنبه 1394/03/13 01:23 | نویسنده : admin

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

تاریخ ارسال : شنبه 1394/03/23 11:41
با سلام
گاهی اوقات یه سری به سایت شما میزنم.البته کاملا پیداست که تحلیل! های شما یکجانبه و به نفع جریان خاصی است. واقعا متاسفم برای کشوری که که یک دکتر (البته به قول خودتون،من که قبول ندارم )چنین سطحی و کاملا جانبدارانه نظر منتقدان را به امام زدایی از انقلاب متهم میکنید و البته پرواضح است که شما طرفدارهاشمی رفسنجانی هستید و این برداشتها و تحلیلهای آبکی شما به همان سمت هاشمیست.
شما جواب دکتر را بدهید. اولاً نوشته اید که به قول خودتان دکتر است .و بعد هم نوشته اید تحلیل آبکی ، این بی سوادی و بی منطقی شما را می رساند. معلوم است این آقا اصلاح طلب است. می خواهی برای دزدان چیزی بنویسد. شما اول برو یاد بگیر که حرف بزنی . این آقا می گوید امام زدایی از او سوال کن چطوری شاید جواب شما را بدهد. سواد دکتر یوسفی و منطقی بودنش بر هیچ کس از آشنایانش پوشیده نیست. او همکار شریعتمداری و دیگران بوده است. سال های سال پیش که امثال تفکر شما از احمدی نژاد بت ساختند این آقا عملاً اعتراض کرد و گفت این آقا هم دروغ می گوید و هم بیمار است و هم خودخواه و روحیه مستبدانه دارد. من این موارد را برایش می فرستم شاید جواب شما را دادند. اما آقای یوسفی در دهه هفتاد منتقد رفسنجانی بودند اما شک نکن بین رفسنجانی و کسی مثل مصباح یزدی و سایر دلواپسان ایشان رفسنجانی را شاید ترجیح بدهد.

admin

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.