تبلیغات
خفرک« شهر آسمان»

دوستان ما فقط سرنخی را کشیدند......

دوستان ما فقط سرنخی  را کشیدند......  

مردم خوب و فهیم شهرستان های ممسنی و رستم سلام علیکم

تا حال هیچ گاه به به ذهنم خطور نکرده بود که در عرصه انتخابات وارد شوم. نه از آن جهت که توانایی آن را ندارم ، بلکه از آن جهت که این مسیر را برای خودم در نوع تبلیغ و نیز نحوه راه یابی مسیری سالم نمی دانسته ام زیرا در این راه خطرات بسیاری از نفس اماره وجود دارد که انسان را از خدای خویش دور کرده و ای بسا انسان را از اندک خدمتی که می تواند انجام بدهد هم نگه می دارد( این را نسبت به خودم عرض می کنم) .اما با فشار بسیاری از فرهیختگان به خصوص زاگرس نشین در این حد که بگذارید فکر کنم و این که هنوز ده ماه از زمان انتخابات مانده است، این دوستان را راضی کردم.

دوستانی که پیشنهاد داده و نام مبارکشان نیز در نزد این جانب و جود دارد، خود به صورت داوطلبانه اقدام به معرفی اسم  من به سایت ها نموده که انصافاً راضی به این کار هم  نبودم و آن چرا هم که گاهی در سایت ها می نوشتم بر مبنا و در راستای مطالب گذشته در جهت نقد و برای سازندگی شهرستان هایمان بوده است.

بنابراین ، هنوز نه من اعلام حضور کرده و نه ثبت نامی صورت گرفته است. اما « ما نخی را کشیدیم گویی سر از جاهایی در آورده که می رود تا خیلی چیزها را برای مردم برملاء کند».

این برخوردها نشان از این می دهد که طرف مقابل از حضور «جلال یوسفی» بسیار به هراس آمده است! دلیل این سیل تهمت ها هم در نشریاتشان و نیز در وبلاگ های افرادی بسیار ناشی از مسایل وسایل ارتباط جمعی که خیال می کنند با آوردن نام یک فرد مجعول می توانند این جانب را که تا کنون ریالی بر سر سفره ام از پول حرام نیامده و همه همکارانم مرا می شناسند که هنوز خانه ای از خود ندارم.با این اوصاف پول من کجاست که به کسی کمک کنم آن هم به گروهی بزرگ برابر آن چه وبلاگ ندای رستم ادعا کرده است.

بنده در دوران انقلاب و در پیروزی انقلاب ( با وجود صغر سنم) شریک بودم، در مبارزه با معاندین حضور داشتم، هرچند همیشه در همان زمان نیز بنایم بر اصلاح افراد بود و بردن افرادی برای برگشتن به آغوش انقلاب در واحد اطالاعات آن زمان سپاه و سپس بردن همین افراد به جبهه و جنگ نسبت به آوردن مردم به آغوش انقلاب اصلاحگونه اقدام می کردم. در زمان جنگ از جان و مال و برادر و همه چیز خود گذشتم و افتخار پیدا کردم که ضمن این که برادرم شهید شد، یک برادرم نزدیک سی ماه جبهه بود ، خودم نیز مفتخر به پوشیدن لباس مقدس پاسداری شده و در بدنم خاطرات زیادی از آن دوران دارم که آن را برای سند افتخاری برای آن دنیای خویش نگه داشته ام و خدا می داند در این جا برای جواب به این اتهامات مجبور به انتشار آن هستم.از سوی دیگر برادرم نیز پاسدار بوده و از مدیران نمونه کشوری در سال گذشته بوده است مزید بر این که فرزندم نیز عضو سپاه بود ( که البته الان در قید حیات نیست).

من یک رزمنده بوده ام. وقتی که می بینم یک جانباز عزیز جنگ تحمیلی (در کنار این همه ریخت و پاش های هشت ساله آقایانی که محمود احمدی نژاد را آوردند و با این همه دزدی ها « آخ » هم نگفتند و تازه دارند از او هنوز دفاع می کنند)، وسایلش در پیاده رو خیابان تهران ریخته شده است، با گروهی که مدعی دفاع از احقاق حقوق بازماندگان جنگ بودند و چنان که در نوشته قبلی ام آدرس همه وسایل ارتباط جمعی را نگاشته ام، تماس برقرار کرده و از آنان خواستم که این آقا را به من معرفی کرده تا پول « رهن» خانه اش را بدهم. خدا می داند آن زمان از پول بازنشستگی ام که برایم مانده بود می خواستم اقدام کنم. اما پس از مدتی با من تماس گرفته شد که افراد خیری از گروه یاد شده خانه ای برای این جانباز دفاع مقدس اجاره کرده اند.این گروه هنوز نیز به طور رسمی دارند کار می کنند که البته بنده با آنان همکاری ندارم.

حال سؤال من در محضر شما مردم خوب ممسنی و رستم، از آقایی به نام « حامد اسدی» که مدتی است وبلاگی در حمایت از آقای نوذر شفیعی ساخته، این است که آیا کمک کردن به یک بازمانده ای از جنگ آن هم از پول بازنشستگی( تازه این کمک هم صورت نگرفت یعنی سعادت نبود) کمک به بیگانگان است؟! اگر کسی که بخواهد به داد این کسانی که زمانی از جان خود مایه گذاشته اند، کمک به بیگانه است ،پس من جلال یوسفی ، عضورسمی سپاه پاسداران و مدیری در جاهای حساس بسیج که احکام این پست های «حتی گاه سری» هم موجود است،کار می کرده ام، باید بیگانه باشم.یعنی در این مدت حفظت اطلاعات سپاه در خواب بوده اند، نهادهای نظارتی و بازرسی و جاهای دیگر که تأیید صلاحیت مرا برای گرفتن احکام پست های « سرداری» تأیید می کرده اند، در خواب بوده اند؟! البته از یک نظر شما درست می گویید ! من و امثال من بیگانه ایم. ما همه بیگانه ایم ، اما نسبت به شماها و نه نسبت به انقلاب اسلامی که در تاریخ 22 بهمن 1357 به پیروزی رسید. چون با این طرز تفکر به نظر می رسد که یا انقلاب از خطش خارج شده و یا شما دارید برای خود انقلابی درست کرده و خود را « معیار» آن قرار می دهید.معیار برخی کسانی هستند که اساساً یه تز ولایت فقیه اعتقاد نداشتند و تا توانستند خون به دل امام خمینی کردند و الان با چرخشی چندین درجه ( البته با همان تفکر اما پنهان کردن آن) ولایت مدار شده اند! مگر ولایت مداری به شخص خاصی است که در مسند رهبری نشسته است. ولایت فقیه یک جایگاه است و نه شخص! شخصی که در آن مقام قرار بگیرد برابر قانون رهبر است. چه امام خمینی باشد و چه رهبری انقلاب و چه هر کسی که برابر قانون در این جایگاه قرار گیرد.

مجدداً اعلام می کنم، هنوز معلوم نیست که بنده در انتخابات حضور پیدا کنم یا خیر، من یک فرد علمی هستم. آقای اسدی در تماس تلفنی که قبل از عید با من داشتند به نحوی مرا تهدید هم کردند. من نمی دانم، نقد یک شخص آن هم توسط یک فردی که ادعای تخصص دارد چه دشمنی با انقلاب دارد.

من در این چا قاطعانه اعلام می کنم که مدیر وبلاگ « ندای رستم و ممسنی» باید برای این نوشته موهوم خود یا شخص مورد نظر ( که فردی مجعول است) را معرفی تا در دادگاهی صالحه از نوشته خود دفاع کرده و یا خود بایستی نسبت به این موضوع جواب گو باشد. باید به طور مستند کمک مالی یا غیر مالی من به گروهی که وابسته به بیگانگان است در یک دادگاه صالحه اثبات گردد و در غیر این صورت مدیر وبلاگ یاد شده باید شخصاً جواب گو باشد.

در پایان یاد آور می شوم که بنده هیچ هراسی از شورای نگهبان یا هیچ دستگاه نظارتی دیگر ندارم، زیرا زندگی ام را پاک می دانم( البته نه از نوع پاک دولت احمدی نژادی) . از طرفی بسیارند افرادی که از همه چی خود برای این انقلاب گذشتند و در فیلتر این شورا ماندند و نیز هستند کسانی که وارد مجلس شدند که هم دارای پرونده  فساد مالی بوده و هم قاتل فرزند شهید بوده اند. این دلیل بر این نمی شود که من از شورای نگهبان بترسم.آخر من خودم خودم را که می شناسم. هم چنین کسانی هستند که با بودجه ایثارگران و زحمتشان  در موقعیتی خاص، از فرد خاصی پشتیبانی کرده اند و الان نیز در مجلس چندین دور نماینده هستند. وقتی هاشمی رفسنجانی رد صلاحیت می شود، برای من یک لا قبا خیلی تعجب نیست که رد صلاحیت شوم. به هر حال از خدا می خواهم که مرا در این راه پرخطر و در بین این انسان های         « نا آشنا » به سلامت به سرمنزل مقصود( مرگ) برساند.

درود بر آنان که هدایت را اطاعت کردند.

برادر کوچک شما

جلال یوسفی

17 اردیبهشت 1394، تهران

تاریخ ارسال : جمعه 1394/02/18 07:59 | نویسنده : admin

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

تاریخ ارسال : پنجشنبه 1394/02/24 04:53
سلام دکتز عزیز
در سایت دیار ممسنی فردی به نام شهرام جلیلیان اعلام کرده است که شما را بع مناظره خوانده است. لطفاً جریان را برای افکار عمومی بنویسید.
آیا این جریان در راستای انتخابات است؟ یا این که مسئله شخصی است.
این نوشته به نا به تقاضای ادمین سایت، طی تماس تلفنی با آقای دکتر یوسفی برای جوابیه واصل شد.
با سلام و عرض ادب
انالله و انا الیه راجعون
من برای این رفتارها آیه استرجا می خوانم.....زیرا من به این آقایی که اسمشان را آورده اید چنان که خواهد آمد ،جواب داده ام .
من در این چند روز دسترسی به نت نداشتم زیرا در مکانی بودم که ایرانسل آنتنش ظعیف بود و از سوی دیگر نیز این روزها گرفتاری زیادی دارم. توسط یکی از آشنایان متوجه کامنت یاد شده گردیده و به جایی که بتوانم دسترسی داشته باشم رفتم. موارد را دیدم. جوابیه ای برای این فرد به همان آدرس ایمیلش دادم. ایشان اظهار می کنند که نام بنده را در سایتی دیده اند که این گروه اعلام کرده است که من از کمک کنندگان مالی به آنان بوده ام. چون مرا نمی شناخته اند از آقای اسدی خواسته اند که به من اطلاع رسانی کند اما آقای اسدی بهره برداری سیاسی کرده است( بنابه گفته آقای جلیلیان). آقای جلیلیان در ایملی که ارسال کرده است گفته که من ( ایشان) نمی گویم که شما( من) کمک مالی کرده اید. و ضمناً مودبانه هم جریان را برای من بازگو کرده است. من نیز به همان آدرسی که در سایت Toomar92.ir اعلام شده بود ایمیل زدم و اعتراض کرده ام البته من اسمی نمی بینم و قبلاً هم اعلام کرده ام که کمک مالی به کسی نکرده و این افراد را در زندگی یک بار هم ندیده ام. اگر این آقایان مشکلی دارند می توانند به مراجع ذیصلاح قانونی مراجعه و اقامه دعوا نمایند و پس از صدور حکم نتیجه را انتشار و یا به هرجا که لازم می دانند بدهند. من در آن زمان تابع قانون هستم اما اگر بدون این که اقامه دعوایی شود از این ببعد علیه من چیزی نوشته شود که در اذهان عمومی چنین وانمود شود که من خطایی مرتکب شده ام ، برابر حق خودم اقدام خواهم کرد هرچند این فرد به نا به نوشته اش در نامه الکترونیکی اذعان داشته است که می خواسته اطلاع رسانی کرده و مرا از جریان آگاه کند.
ضمناً من تا یک ماه یا بیشتر گرفتاری شدیدی دارم که باید کارهایم را جمع و جور کنم و نبودن من در فضای مجازی د لیل بر عدم پاسخگویی ام نیست. من دایم در حرکتم و از سویی نیز پیگری مطالعه و بررسی هستم. از این رو ، توجه داشته باشید که عدم جواب من دلیلش همین گرفتاری است.البته دوستان ( هم این آقای جلیلیان و هم اسدی و هم فرد سلطانی کاری نکنند که خدای ناکرده من مجبور به گرفتم موضع قانونی بشوم. دست رسی به من بسیار آسان است و خدا را شکر آدم رکی هستم که به راحتی شفاف سازی می کنم.
سلام برآنان که هدایت را اطاعت کردند.

admin

تاریخ ارسال : شنبه 1394/02/19 20:57
سلام دکتر یوسفی.بنده تا الان شما را ندیده ام و در این یکی دو سال اخیرر با شما از طریق سایتها و بعضی از دوستان اشنا شدم و لی چیزی که من فهمیدم که شما ادمی رک و شجاع هستید که واقعیت را می گوییدو همینکه اقایان از نام شما می ترسند خودش بیان گر همه چیز هست.بنده به عنوان یک شهروند رستم به وجود نخبگانی مثل شما افتخار میکنم دست حق نگهدار شما
تاریخ ارسال : جمعه 1394/02/18 18:27
درود خدا بر رزمندگان پاک و مخلص اسلام.من خویش سالیان سال اسا که دکتر جلال یوسفی را می شناسم از دوران جنگ تا کنون.از شب عملیات رمضان که ایشان تا یمک قدمی مرگ رفتند و در سپاه شیراز از آن جا که از ایشان خبری نبود ایشان را شهید مفروض دانسته بودند.غافل از آن که این مرد خاکی کیلومترها دورتر در بیمارستانی در تبریز با مرگ دست و پنجه نرم می کند.امروز هم این استاد بزرگوار این دکتر دوست داشتنی با همان صلابت جلوی دشمن ایستاده و خواهد ایستاد.اسدی نان ها بدانند که تهمت زدن های ناروا وصله تن این رزمنده دیروز و دانشمند امروز نیست.درود بر شما دکتر
تاریخ ارسال : جمعه 1394/02/18 18:20
دکتر چرا شکایت خود را از مراجع قانوی و ذی صلاح دنبال نمی کنید؟مردم ممسنی و رستم به پاکی و انقلابی بودن شما اذهان دارند.این ها همه برای تخریب چهره مردمی و شجاع شما در میان مردم بوده است.لطفاً در این خصوص کوتاهی نشود تا دیگر تهمت زدن به انسان های مخلص باب نشود.درود بر دکتر جلال یوسفی ِاصلاح طلب و اندیشمند که حتی کسانی چون شفیعی و دوستانش از ایشان ترسیده اند.شما چه در انتخابات باشید چه نباشید شخصیت علمی و انقلابی تان برای ما روشن است.
تاریخ ارسال : جمعه 1394/02/18 15:12
دکتر چه زیبا بیان کرده اید.دیگر روران تهمت زدن و در رفتن به سر آمده ما از شما می خواهیم از طریق مراجع قضایی دنبال این مسئله باشید.اینان باید حساب کار دست شان بیاید.این ها ناشیانه عمل کردند.از محبوبیت و کاریزمای تان ترسیده اند.درود بر شما انقلابی پاک و اصلاح طلب اندیشمند
نظر لطف شماست اما آخر این دزدان به کاهدان زده اند. چیزی که در من نبود را پیش کشیده اند. من تعجب می کنم ،مدیر این وبلاگ ادعا دارد که ارتباطات خوانده است. اما ناشیانه برخورد کرده است.

admin

تاریخ ارسال : جمعه 1394/02/18 15:05
دکتر جلال یوسفی احسنت.اینان از کاریزمای شما و محبوبیت شما ترسیده اند.این فصا سازی برای این است که شما در انتخابات ورود نکنید.شفیعی و شفیعی نام ها بدانند که پاکی شما با این چیز ها مخدوش نخواهد شد.اسدی بد جور و ناشیانه مهره سوخته شد.از کی تا حالا کمک به جانبازان شده کلاهبرداری؟
چون بنا براین بوده که از جانبازان دزدی می کرده اند ، شاید دنیا زرون شده و این بار ارزش به ضد ارزش تبدیل گردیده است. قبلاً هم در کامنت دیگری نوشته ام به کاهدان زده اند. برای زیر سوال بردن من راه های زیادی برای آقای شیخ احمد جنتی می توانستند دست و پا کنند. اما این یکی را اشتباه رفتند.

admin

تاریخ ارسال : جمعه 1394/02/18 14:57
بسیار عالی بود جناب دکتر.حتی مطلبی را هم که در خصوص بیمارستان نوشته اید بسیار عالی بود.این ها همه فصا سازی علیه شماست.این ها ترسیده اند درود بر شما.از این که محبوب هستید شروع به تخریب کرده اند.نادانان کاری جز تهمت ندارند
نمی دانم ترسیده اند یا نه ، اما این کارشان کار ضد اخلاقی است. این کار از انسانیت به دور است. تهمت زدن در دین مبین اسلام جایگاه بسیار زشتی دارد. حدیثی در باره تهمت زننده وجود دارد که اگر آن را بیان کنم تن آدم می لرزد. ای کاش اینان خودشان می رفتند و این حدیث را پیدا می کردند.

admin

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.