تبلیغات
خفرک« شهر آسمان»

آقای شفیعی بیمارستان رستم به اندازه افغانستان وقت بدهید

آقای شفیعی بیمارستان رستم به اندازه افغانستان وقت بدهید

در دو دهه قبل مقرر شد که بیمارستانی در شهرستان رستم ، حد فاصل بین روستای میرخیرالله و مصیری در شمال روستاهای ضامنی و شوسنی احداث گردد. موضوع پیگری ونهایتاً می رفت که بیمارستان احداث گردد که زمزمه جابجایی آن توسط سید عبدالرسول موسوی نماینده وقت ممسنی و فرد پرحاشیه در جریان انقلاب در شهرستان ممسنی آن زمان مبنی بر تغییر مکان آن به منطقه بکش یا همان بخش مرکزی به گوش رسید و دهان به دهان چرخید.

بنا به آن چه در آن زمان شایع بود و در خاطرات بنده نیز وجود دارد، ظاهراً مدیران بخش های شهرستان به دلیل قدرت هژمونی جناب آقای موسوی و باند مربوطه( همانند آن چه الان بر مجلس شورای اسلامی حاکم است) نتوانستند از خود در ظاهر مخالفتی بروز دهند و بنا بر شواهد موجود و مشاهدات بنده ( اگر جناب آقای انصاری ملاحظه کاری نکنند) ، آقای حاج مظفر انصاری فرمانده وقت سپاه یک تنه در برابر این کار ایستاد به طوری که پس از برداشتن آقای انصاری از فرماندهی سپاه ممسنی بنده و برخی از دانشجویان آن زمان دانشگاه شیراز ( اهل رستم) در جلسه ای آقای موسوی را به چالش کشاندیم که در این باره جواب او این بود که تغییر به بنده ربطی ندارد و سپاه گفته گروه های جبهه ای باید بیایند و گروه های پشت جبهه ای را برداشته و خود فرمانده شوند( به همین راحتی و عامیانه جواب دادند) . فراموش نمی کنم که به احترام سیادت و روحانی بودن و مخالفین زیادی که داشت ، من در جلسه جواب تند به ایشان نداده و پس از جلسه با تندی بدین مضمون به او گفتم، آقای موسوی بچه را گول می زنی مگر آقای انصاری در پستو ها قایم شده بود.این طوری سخن می گویی که گو این که او در کنار زن وبچه عیش و نوش می کرده است. غافل از آنی که ایشان گردان امام رضا(ع) را تجهیز و .... نهایتاً با پادر میانی آقای روانبخش یا جهانبخش دهقان( چون حضور ذهن ندارم یکی از این دو برادر شهید شده اند) موضوع فیصله پیدا کرد و من همانجا به آقای دهقان گفتم ، جناب دهقان با همه احترامی که برایتا دارم دیگر رقتن مجدد آقای موسوی به مجلس را خط بکشید.و در دوران انتخابات حتی آقای دهقان به من التماس کرد که کمک کنید گفتم من نظامی ام ، گفت حداقل چیزی نگویید ، گفتم مگر گفته ام . گفت آری بچه ها به شما نگاه می کنند و...

به هر حال بیمارستان ظالمانه و با هژنونیک موجود حاکمین بر مجلس و دارات به مکان کنونی برده شد و شهر مصیری همچنان در لیست سیاه قرار داشت به طوری که آقای موسوی حتی با برخی داشت لب تر می کرد که مرکز بخش را نیز به جای دیگری ببرد که داستانی طولانی دارد و دوندگی های برخی از مردم بخصوص مرحوم معرج گودرزی و سایرین مانع از این کار شد و نهایت این که جناب آقای دکتر احمدی به مرکزیت شهر مصیری ، رستم را شهرستان اعلام کرد. اما هنوز از مرکز درمان رستم صرفاً اسمش از بهداری مصیری به درمانگاه شهید نیکنام تغییرکرده بود ، در حالی که سابقه این بهداری به دوران رژیم گذشته بر می گشت و از نظر کمک به بهداشت و درمان عقب گرد نیز کرده بود.

دولت محمود احمدی نژاد نیز با کشیدن دایره گچی در نزدیکی های بردل چراغی ، با حضور خانم دکتر دستجردی کلنگی زد. اما هنوز از آن ما تنها تصویری در سایت ها و آرشیوهای خود داریم.بارها و باره  دراین باره مقاله نوشته شده است و بنده حتی مقایسه ای بین جمعیت رستم و سرانه تخت آن ها ( حتی اگر بیمارستان 100تخته ای که آب رفت و به 60 رسید البت هنوز روی کاغذ است) پرداختم. بارها از فرایند تاریخی تحولات بهداشت و درمان مصیری و رستم نوشتم. اما گوش شنوایی نه در مدیران و نه در شخص آقای نماینده وجود نداشت. گو این که بنده دشمنی با ایشان و فرماندار، بخشدار و شورای شهر داشته ام. در صورتی که اگر به خاطر منطقه و مردم مظلوم نبود ، مدیرانی را که طبیعت را آلوده به آشغال های خطرناک کرده اند، به دادگاه می کشاندم . مردم مظلوم نیز هر بار خواستند از خود تحرکی نشان دهند، ب نحوی ترسانده شده اند.

هر چه به سایت و نوشته های جناب شفیعی نگاه می کنم ، قلم ایشان در افغانستان سیر می کند و به هر زبانی تاکنون نتوانسته ام این قلم را از این کشور بیرون بیاورم. جناب شفیعی من دشمن شما نیستم. من برادر بزرگتر آقای علی مرادفر ریس اداره معاضدت ناجا وابسته به معاونت حقوقی مجلس هستم که با شما همکاری نزدیک در امر راه اندازی کار مردم دارد و شک نکنید سفارشات بنده بی تأثیر نبوده و همیشه کارهای شما را از طریق ایشان که تنها برادر من بازمانده از سه برادر است ، پیگری می کنم . من بیمار نیستم که بخواهم برای شخصی حق مردم را ضایع کنم. شک نکیند اگر بنده بازنشسته نشده و در مدیریت قبلی ام بودم ،مانند ایشان با شما همکاری می کردم. و خود تان خوب می دانید که بارها به شما نامه نوشته ام اما شما تحت تأثیر اطرافیان و یا غرورتان و یا شک بر این که من مخالفت شخصی و حزبی با شما دارم، حتی به یک نامه هم جواب نداده ای!

جناب دکتر شفیعی با همه اختلاف سلیقه ای که با شما دارم، اما همیشه برای تعالی و توسعه شهرم به عنوان یک تحصل کرده آکادمیک در توسعه حاضر به کمک به شما یا هر مدیر دیگری بوده ام. سعی من همواره این بوده است که دانشجویان را در هر جا و از هر فرهنگی به سمت تفحص در رستم و ممسنی رهنمون شوم. در حال حاضر نیز مطالعات زیادی در امر جنگل و مرتع ممسنی و رستم صورت گرفته است.

جنبا آقای شفیعی ! بنا بر شنیده ها فردی شما را مورد سؤال قرار داده که بازمانده دفاع مقدس است( حال هر کس دیگر موکل شماست) اما توسط اطرافیان شما مورد توهین قرار گرفته است. از ایشان خواسته اند که از طریق رییس خود حرفش را بزند. می بینی که وقتی می گویم بر فضای سیاسی منطقه ما« هژمونیک » حاکم است ، بی ربط نمی گویم و جناب دکتر به عمد با عنایت به رشته شما با این که سعی کرده ام ساده نویس باشم از این لغت « گرامشی » استفاده کرده ام تا اوج نگرانی خودم وانتقادم را به سمع حضرت عالی برسانم.

در حال حاضر اکثر پروژه های ممسنی و رستم بدون مطالعه همه جانبه صورت گرفته است. به عنوان مثال جای کارشناس مسایل اجتماعی و توسعه در آن ها خالی است. همین خلاً بوده که سد تنگ شیو استان دیگر در منطقه ما دارد مسئله ساز می شود.

سد پارسیان یا دشمن زیاری ، پروژه پتروشیمی و برخی دیگر دارای نواقصی است که در وقت مقتضی که بتواند تأثیر گذار باشد، به سمع شما و مردم خواهد رسید.

مخلص کلام: شما یک تحصیل کرده آکادمیک و یک  نهایت و به قول فرنگی ها « اند» تحصص سیاسی هستید، من از شما این تقاضای برادرانه را دارم که با این برخوردی که با برادری در کنار شما شده است، قاطعانه برخورد کنید تا به عنوان یک استاد دانشگاه  انتظارات ما را حداقل در تخصص خود برآورده سازید. من چند شب پیش نیز شما در حضور فرهیختگانی که در واتساب در باره مجلس تحلیل می کردند نیز سوال کردم که بی جواب ماند. جناب شفیعی شما به راحتی از کنار این سخنان نگذرید. این ها هم بر سوال کننده و هم بر خود شما ظلمی خواهد بود که روزی جوابش را کوتاه کننده پس خواهد داد.

....ونیز بیایید برای آخرین کارتان در مجلس در این دوره( به فرض محال که دوره دیگری هم باشید ) ، بیمارستان رستم را راه اندازی کنید. ما از این ببعد پشت سر افرادی هستیم که برای مردم نوکری کنند. از شما هم دوستانه تقاضای نوکری مردم را داریم.

برای شما تقاضای موفقیت دارم

برادر شما جلال یوسفی/تهران

23 /دی /1393 شمسی

تاریخ ارسال : سه شنبه 1393/10/23 16:39 | نویسنده : admin

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.