تبلیغات
خفرک« شهر آسمان»

ضرغام پورها و سیاهپورها چیزی از ستارخان وباقرخان کم نداشتند فقط صاحب نداشتند.

محمد علی بزرگواری نماینده ماینده شهرستان های کهگیلویه، بهمئی، چرام و لنده:

بزرگواری: ضرغام پورها و سیاهپورها چیزی از ستارخان وباقرخان کم نداشتند فقط صاحب نداشتند.

 (منبع آبشار نیور)

http://abshar-news.ir/%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B6%D8%B1%D8%BA%D8%A7%D9%85-%D9%BE%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%87%D9%BE%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7-%DA%86%DB%8C%D8%B2%DB%8C/


با عرض ادب و احترام، به اطلاع خوانندگان عزیز می رساند که متن فوق به صورت کامنت برای سایت آبشار نیوز یاسوج ارسال گردید که تا اکنون که ساعت5:30 دقیقه بامداد است و نزدیک به 18 ساعت پیش فرستاده شده، هنوز در انتظار تأیید مدیر است که البته این کار مسبوق به سابقه بوده و قبلاً نیز نامه یا نامه های بنده در جوابیه آقای بزرگواری در این سایت منتشر نگردیده است.

از آن جا که بنده مدیر مسئول سایت را   می شناسم وفردی بسیار معتدل و نیز آدم خوبی است، گناه را بر گردن ایشان نمی دانم ، زیرا فضای بس غبارآلود و دود انگیزی که بر آزادی بیان توسط گروهی خاص حاکم گردیده است، مانع از این می شود که این عزیزان نسبت به نشر این مطالب اقدام کنند زیرا جناب مدیر مسئول با بنده در تماس بوده و بسیاری از کارهای علمی بنده را منتشر کرده که از ایشان تشکر می گردد.

از جمله سایت هایی که نه تنها جوابیه مرا برای مسئولین منتشر نکرد بلکه منکر ارسال آن نیز شد، سایت « نورآنلاین ممسنی » است. این سایت حتی موضوع علمی مرا در خصوص زیر ساخت ها ی اساسی کشورکه یک پژوهش علمی است، منتشر و بعد از یکی دو روز از دور خارج نمود.

جواب های بنده به شفیعی و مسئولین اداری شهرستان رستم را نیز منتشر نکرد که این خلاف قانون است و قابل پیگری اما آن بنده خدا چه گناهی دارد. تا این جا را نیز نوشتم تا بگویم او هم نمی تواند این کار را بکند و الا کاسه و کوزه اش جمع خواهد شد.

یا سایت دیار ممسنی که در دوره دانشجویی او را ضمن بردن چند بار به مراجع ذیصلاح، برای انتشار اخبار درست . در خصوص بنده هم از طرف مسئولی علمی  تهدیدش کردند تا مطالب بنده را در جواب مسئولین  به ویژه شفیعی نماینده ممسنی ( نه رستم) منتشر نکند.البته در این جا من  ادعایی علیه آقای شفیعی ندارم شاید طرف داران خودسرانه این کار را کرده باشند.آن زمان گذشت وآن مدیر نیز برداشته شده است اما آن چه می ماند « روسیاهی است که پس از زمستان برای زعال می ماند».

باکی نیست زیرا چنین تفکراتی دوام نخواهند آورد ومسئولین ارشد نظام بهتر از من       می دانند که در صورت نبودن آزادی بیان در چارچوب قانون و یک طرفه به قاضی رفتن سرانجامی بهتر از اتحاد جماهیر شوروی سابق نخواهیم داشت. قریب 70 سال دور کشور دیوار کشیدند، تک صدایی حاکم کردند و داشتن یک رادیوی یک موج و برنامه های خاص که امروز « جعبه دزفولی» نیز دست کمی از آن ندارد.اما در یک روز خاص در یک لحظه خاص کل این امپراطوری به هم ریخت!

من مجبور به انتشار این موارد در این جا  شده ام  و منتظر جواب و یا هر طور که آقای بزرگواری صلاح بداند هستم . اگر نه ،هم بمان تا دولت یار بدمد. لایکلف نفس الا وسعها. من در این حد قدرت دارم که آن را نیز برای خدمت به کشور و انقلابم ارایه دادم.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
info@Abshar-News.ir
یا
info@AbsharNews.com

نظرات شما برای بزرگواری: ضرغام پورها و سیاهپورها چیزی از ستارخان وباقرخان کم نداشتند، فقط..

  1. جلال یوسفی پیغام شما در انتظار بررسی توسط مدیر سایت است.

| مرداد ۳۰م, ۱۳۹۳ ۱۱:۰۱ ب.ظ


جناب بزرگواری نماینده محترم شهرستان های کهگیلویه، بهمئی، چرام و لنده

سلام علیکم

با احترام به شهدای اسلام و بزرگانی که در حد و  قواره شهدا ء زیستند و مرگشان شهادت بود و یا خدماتشان در جنگ و انقلاب از شهداء زیاد فاصله ای  نداشت.

این بنده  حقیر، چندبار برای سایت های استان از جمله این سایت ( آبشار نیوز)  نامه نوشته ام، اما برخلاف آن ظاهر روحانی و آن اسلام اسلام هاگفتن های مدعیان اسلامی در کشور ، این بندگان خدا ( مدیران سایت  ها  )  از ترس نمی توانند جوابیه مرا منتشر کنند. نمی دانم همین کامنت را هم منتشر می کنند یاخیر؟! اما سوای از احترامی که برای مُرده در هر مسلکی قایل هستم ( زیرا نه زنده اند که از خود دفاع کنند و نه بچه های آنان برای گناه نکرده باید جواب پس بدهند و یا موجب رنجش و آزار این سخنان قرار گیرند و نه دینم اجازه داده بر هر مرده ای بدون دانش نسبت به شخصیت او صحبت کنم) ، من خیال می کردم عوام استان کهگیلویه و بویراحمد نسبت به تحرکات دوران ستم شاهی دیدی عامیانه دارند( البته این تحرکات  از زوایای متعدد قابل بررسی است و همه افراد و عناصر در آن تحرکات،   مورد نظر بنده در این جا نیست)، اما گویا تحصیل کردگان! این استان و بسیاری از مدیران ارشد آن نیز حرص و ولع دارند که برای منطقه خود به هر عنوان سابقه ای مبارزاتی  از نوع دینی آن، درست کنند. همان طور که برخی از همپالگان آنان در کشور حرص مدرک داشته و حتی برای دروس دینی و فقهی دانشجویان را به میان مسیحیان فرستاده اند!

جناب بزرگواری نماینده  محترم مردم

 نمی خواهم سَرِ این زخم ناسور را باز کنم ، یا نه؟ زیرا می ترسم اَنگِ طرف داری از جناب دکتر فرجی دانا و اصلاح طلبی بخورم و نیز آن قدر بدبخت نیستم که صحبتی کنم که در مقام سیادت( من سید نیستم) دیگران به من دستمال بردار و دستمال کش بگویند! ولی مطمئن باش این خبر را در پس توی های ذهنی ام نگه می دارم، تا در زمانی آرام و مقتضی در خصوص خوانین و ارباب ها  و ده ها درگیری و کشت و کشتار و نیز غارت های پی در پی مناطق متعدد از جمله خاک پدری ام را با شما تشریح کنم ، که نکند از نسل امثال شما مورخی برخیزد و چونان که برای گجستان و تنگ تامرادی  وبرخی دیگرنوشته شد، آن غارت ها را نیز در مبارزه با ایادی و نوکران امپریالسیم و به عنوان نشان ملی ثبت و یا  با سردارا ن ملی مقایسه نمایند!! گو این که من حتی از نیروهای مدیر فرهنگی و( شاید امنیتی) شنیده ام که برخی از این متجاوزین به نوامیس و اموال مردم در دوره ای خاص کع فقر فزاینده مردم را از پا در آورده بود نیر، ر فیلم ها شهید قلمداد شده اند!!!

نکته ای که لازم می دانم بدان اشاره کنم آن است که بنده برای مردم خوب و غیور بویراحمد و کهگیلویه احترام خاصی قایل بوده و بسیار خرسندم که این غیور مردان را در همسایگی و نیز همتباری خود دارم و اگر نبود که جریان شکستن وحدت و برادری ما و سوء استفاده سایر اقشار که برخی از مدیران ارشد کشور هم بدشان نمی آید ما وشما ها با هم سر در گریبان بوده تا مشکلات را درک نکینم، حرف ها ی نگفته بسیار با شما و نویسندگانی از دیار شما داشتم. نه امثال بهبهانی( نویسنده منتقد جریانات سیاسی دوره قدیم بویراحمد) همه چیز را غارت و همه کس را غارتگر می دانم و نه هر دزد و گردنه زن و آدمی کش و منال و صناغ بگیری را شهید و سرور و سالاردینی و ملی. ضمن این که برای کسانی مثل مرحوم مشهدی غلامحسین سیاهپور و کردی انصاری احترام زیادی قایل هستم  که مظلومانه توسط کدخدایانی از دیار آن استان، با گرفتن ماشین جیپی از دولت ظلم و ستم ، آن راد مردان، به عنوان اشرار به خانه ظلم تسلیم و یا با اسلحه مردان بومی مزدور دولتی، به تیر سرخ بسته شده و یا فروخته شدند .

مجدداً عرض می کنم نه مثل برخی آقایان آن طرف خط فکر می کنم و نه مثل برخی این طرف خط و بدتر از همه وسط مار را نیز نمی گیرم.

من به عنوان یک فرد ، همتبار و نیز هم کیش شما، از شما خواهش می کنم، از این ببعد در مواردی که مطلع نیستید مطالعه کرده و بیشتر از این همانند آن معیار چماقی تان در مجلس یک قوم بزرگ ( قوم لر و روحانیت شیعه و سادات)  که در کل ایران و کشورهای همسایه و در دنیا زندگی می کنند را زیر سوال نبرید!!!

به عنوان یک آخوند ، به قرآن تمسک بجویید و از خدا و جدتان بترسید و هر چیزی را بر زبان نیاورید که یوم الحساب مجبور به جواب و عقاب آن باشید.

 والسلام علی من اتبع الهدی

برادر شما جلال یوسفی

تهران /سی ام /مرداد ماه 1393 شمسی

تاریخ ارسال : جمعه 1393/05/31 04:59 | نویسنده : admin

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.