تبلیغات
خفرک« شهر آسمان»

سخنی در باره استیضاح وزیر علوم

سخنی در باره استیضاح وزیر علوم

هرچند امیدی نیست،  اما اگر دولت حسن روحانی در باره بورسیه ها اسنادی دارد( که البته اخبارش از طریق غیر رسمی در دوران ریاست محمود احمدی نژاد نیز به بیرون درج کرده بود) چه آقای وزیر بر مسند بماند و چه استضاح رأی بیاورد، به خاطر این همه حق کشی ها و نیز ادعای عدالتی که دولت یاد شده داشت و به خاطر ادعای ما مبنی بر داشتن حکومتی هم جمهوری مبتنی بر آراء مردم و هم اسلامی که قوانینش ناشی از اسلام و برگرفته از آن است و برای شفاف سازی افکار نسل جوان به ویژه دانشجویان و دانشگاهیان، این اسناد را به طور مستند و از طریق قانون به قوه فضائیه بفرستد.

دولت چرا از استیضاح می ترسد؟! استیضاح حق نمایندگان مجلس است. البته امثال امضاء کنندگان استیضاح چهره شان برای همه درد مندان، آشناست . اما در حال حاضر، راهی جزء پذیرش راه قانونی نیست! بنابراین اگر هم چنین استیضاحی رأی بیاورد، با توجه به برخورد هایی دوگانه مجلسیان در زمان دولت قبل و حال با وزرای علوم و سایر دانشگاه ها و نیز فیلتر قیفی شورای نگهبان( البته بنده اصل شورا را زیر سوال نمی برم اما حوادث نشان داده است که برخی از اعضاء تأثیر گذار  این شورا حزبی برخورد می کنند، نمونه اش پشتیبانی فردی از این شورا، از محمود احمدی نژاد در دوران گذشته بوده است ). بنابراین، چون،  این استیضاح ها دلایل شخصی دارد، رییس جمهور محترم که می داند این ملت به چه دلیل به او رأی داده اند، فردی قوی تر از آقای فرجی دانا را برای این پست معرفی کند. آن قدر معرفی کند تا مردم تکلیفشان را بدانند! من دوباره به جناب شیخ حسن روحانی یادآوری می کنم که رأی او ، رأی خود و نَه گفته به اصول گراها و رأی به نماینده اصلاح طلبان بوده است و شک نکند اگر آقای عارف از میدان بیرون نمی رفت،شیح حسن روحانی رأی نمی آورد.( یادآوری این امر ضروری است که رأی بنده به آقای روحانی و عارف نبوده است، اما الان او را خیرالموجودین می دانم) .به هر حال، مردم باید بدانند که چرا ، آقایانی چون محمدعلی بزرگواری، جوادکریمی قدوسی، اسماعیل کوثری،رسایی، حسینیان، کوچک زاده و سایر همراهان و همفکران آنان در دوره های قبل از روسای دانشگاه هایی چون علامه که جنایت وار با دانشجو و اساتید برخورد می کردند،  یک بار از وزارت علوم آن زمان یک سوال نپرسیدند؟! صدرالدین شریعتی یک سیدی در لباس و کسوت روحانیت، دادگاه های تفتیش عقاید قرون وسطایی در دانشگاه علامه طباطبایی تهران، راه اندازی کرده بود! کسی که 8 سال یک بار عوض نشد! کسی که آن زمان، اگر امثال من اگر نزدش می رفتیم شک نکیند با توجه به وضعیت شغلی ام در گذشته به راحتی می توانستم هم بورسیه بشوم و هم عضو هیئت علمی. این را کسانی به من پیشنهاد هم کردند،  اما چرا امثال من نرفتند تا پستی بگیرند و درسی دکتری بدون شهریه بیگرند؟ زیرا انسان هایی به انواع تهمت ها دراین دانشگاه آلوده شدند که برخی از آنان با سن بالا گریه می کردند  و می گفتند، ما در جلوی خانم و بچه هایمان چکار کنیم؟ آقای شریعتی اصلاً جواب بدهد یک دفعه قرآن خوانده است؟ در قرآن  ونص دین اسلام چگونه و از چه راه هایی و با چه شرایطی تجاوز به ناموس و یا مسایل ناموسی مشخص می شود؟! آن بند و نخ هایی که در اسلام آمده و بر بالای منابر داد زده می شود، برای گرفتن آن 5 تومان حق منبری نیست! آن ها برای اجرا در جامعه است تا مردم بدانند دین برای سعادت و راحت زیستن آن ها آمده است و نه برای دربند کردنشان! نه موجب آن بشود که جوانان زیادی از این کشور که بچه مسلمان هستند ، از دین و خدا چیزی جزء ترس و جهنم ندانند، امام حسن در باره زندگی در این دنیا چه فرموده است؟ آن چنان زندگی کنید که گویی همیشه در این دنیا خواهید ماند و آن چنان زندگی کنید که گویی فردا خواهید مرد؟! این سخن یعنی چه؟! از این نمونه احادیث در دین ما زیاداست. ما که متخصص نیستیم یا دروغ می گویید( فرض می گیریم) یا اگر راست است، بدان چه می گویید خود عمل کنید . این سخن خداست.

  8 سال کیهان ساکت بود!!! فردا روز اخراج شریعتی تمام تهمات های  وی را به طور مبسوطی چاپ کرد و در جامعه توزیع نمود.

این فقط یک مورد از کار های این وزارتخانه است. حال شما از تستی کردن سوال دکتری تا پرکردن با مداد آن پاسخ نامه ها و ایجاد شبهه در دست بردن در آن ها که من یکی خود در برگه خودم شک ندارم،  و سایر جاها دیگر مثنوی هفتاد من کاغذ را بخوانید. درسوالات دکتری دولتی سال اول مانند برخی آراء چند ملیونی ، آن قدر درصد برخی آدم ها، ، به قول امروزی ها« من تابلو» بود که بچه هایمان هم فهمیدند که چه خبر است؟!

 قصه آن امتحان برای من جریان رضاشاه و رای شهید مدرس را یادآوری می نمود. حتی یک رای هم نیاورد. گفت، در این انتخابات تقلب شده است، رضا میرپنج دلیل آن را خواست. آن شهید گفت من در این تهران یک رای به خودم دادم، آن یک رای کجا رفت؟!!!

الان دانشگاه های دولتی ما به چه روزی نشانده شده اند؟ داشتند دانشگاه آزاد را نیز به همین طرف سوق می دادند. بسیاری از رشته ها را تعطیل کردند. داشتند دانشگاه را به حوزه علمیه ای که خودمی خواستند تبدیل می کردند در حالی که دانشگاه دارای وجهه و چهره ای حقوقی تعریف شده سوا از حوزه است! حوزه هم باید باشد، دانشگاه هم باید باشد. ارتباط متقابل بین این دو نیز باید باشد. حوزه دکتری می دهد؟!!! پس این طور که بوی آن به مشام می رسد دانشگاه را باید سطح بندی کرد، سطح سیوطی،مغنی،لمعتین و....؟!!!! این که نشد! نه امام نه رهبری نه خدا و نه پیغمبر و نه امام صادق بنیان گذار دانشگا ه اسلامی چنین چیزی نخواسته اند!

در دین استدلال از جایگاه بالایی برخوردار است؟! تخصص ارزشمند است؟ آقایانی که ادعا بر ضدیت با دانشگاه دارند،  چرا موقع مریضی به داروها و پزشکان این دانشگاه ها مراجعه می کنند. بروند و با دعایی که به خورد مردم می دهند( و جایگاهش رفیع و جای خود دارد) خود را مداوا کنند؟! از تو حرکت از خدا برکت. از تو مصرف دارو و از خدا شفاء و....

آری دولت باید با دانشگاهیان باشد و بداند که برخی از آقایان که داد می زنند تمام بدبختی های ما از دانشگاه است ، امام (ره) دانشگاه را جایگاهی برای انسان سازی دانستد و همان امام بزرگوار و حوزه وحوزویان را بارها تلویحاً و گاه به طور صریع خطری برای انقلاب دانستد و خنجری را که علمایی در اسلام از پشت به اسلام زده اند را در هیچ قوم دیگری ندانستند و ندیدند، بروید ونامه محرمانه آن پیر فرزانه را به آیت الله منتظری بخوانید!

دانشگاه محل تضارب آراء است. محل استدلال و پرورش دهنده تفکر است. دانشگاه محیط امنیتی نیست! امنیت مگر مصدری برای امن بودن نیست؟ پس چرا قریب به اتفاق این جامعه از نیروهای امنیتی می ترسند؟ در حالی که باید با دیدن این ها نفسی راحت بکشند و خوش از این باشند که در امان و امنیت هستند!

دانشگاه را وزیران قبلی به وزارت اطلاعات تبدیل کرده بودند،آن هم وزارت اطلاعاتی که برای یک حزب کار کند، باندی خاص را بگیرد و از دانشگاه اخراج کند( منظور از نیروهای امنیتی و جوّ امنیتی دانشگاه است نه وزارت اطلاعات به عنوان یک دستگاه هرچند که برخی از نیروهایای این وزرات نیز در دولت  قبل و در انتخابات به وضوح از یک کاندید خاص دفاع کردند برادران اطلاعاتی در وزارت اطلاعات محترمند و بر اساس ضوابطی که قانون تعیین کرده کار می کنند . اگر زیاده روی هایی بشود نیز جای تعجب نیست اما منظور بنده در این جا وزارت نیست . این را نه از بابت ترس می گویم. روشن می گویم که دیگران بهانه نداشته باشند).

نه من، و نه کسانی چون من، خواستار نابودی انقلاب نیستیم، زیرا خود از شاخ و برگ های آن بوده ایم،کارمان آبیاری آن بوده است! ما می خواهیم آن سه شعاری که درابتدای انقلاب با پذیرش آن این سیستم حکومتی را پذیرفتم را زنده کنیم. « استقلال» ،«آزادی»،   « جمهوری اسلامی».

می خواهیم قانون اساسی اجرا شود ، با همین نقایصی که دارد. می خواهیم تفکرات حجتیه ای در این انقلاب رخنه نکند! می خواهیم آنان که جمهوی اسلامی را می خواهند به « حکومت اسلامی» تغییر نام داده و آن را به حکومت« خلیفه گری» ( وشاید موروثی) تبدیل کنند، ازاین انقلاب دور باشند.البته ما نمی خواهیم آن ها به زندان بروند. آن ها نیز مصادیق یک تفکرند. باید با تفکر با آن ها برخورد کرد، اما، امام گفت این ها نامحرمند.نباید به درون انقلاب راه داده شوند! بروید و صحیفه نور رابخوانید، وصیت نامه امام رابخوانیند، ولی تفسیرش را به زندگی امام و سنت و سیره او واگذار کنید و نه خود و تفکر خودتان و پدر معنوی تان!

آری شیخ حسن روحانی، بگذارید این ها کار قانونی شان را انجام بدهند.شما هم اسامی را به قوه قضائیه بدهید. پیگیری نکردند، شما این بورسیه ها را به دانشگاه معرفی کنید تا دانشگاهیان از ورودشان جلوگیری کنند. در کشوری که قانون دارد، رهبر دارد،نباید دیگران برایش تصمیم بگیرند. نباید قانون را دور بزنند و آن را به رهبر کشور و به یک جایگاه منتسب بکنند. این برخورد ها ضدیت با ولایت فقیه است. این ها پشت این جایگاه سنگر گرفته اند. اگر هم راست می گویند باید در دوره های قبل برخورد می کردند. من به عنوان یک دانشگاهی می گویم بگذارید کارشان را بکنند. شما هم بعد برابر قانون کار خود را انجام دهید.

یکی با چماق می آید، یکی از جبهه اش می نازد، یکی در پادگان رشد کرده و خیال می  کند این جا هم سرباز خانه است، آن دیگری، سعید امامی را شهید می خواند،آن قاتل خونخوار و آن جان ستان بی رحم. آن سومی رهبر معنوی اش کسی است که امام را نه تنها همراهی نکرد بلکه خاری در چشم انقلابیون بود. او که اصلاً ولایت فقیه را قبول نداشت.

حوزه های فقه جواهری و شیخ انصاری ها نیز از دولت ها حقوق نمی گرفته اند که مجبور بشوند فتوا و حکمی بر خلاف دین بدهند. الان مگر اوضاع فرق کرده است؟! این بزرگواران نظراتشان در سلیقه و مسایل علمی متفاوت است ، که این یک مسئله عادی است اما این که یک عالم برای یک رییس جمهور یک فتوی بدهد و مشابهش را برای جناحی دیگر به نحوی دیگر نه رضای خدا در آن است،نه بنده خدا و نه رهبر کشور اسلامی و نه هیچ کس دیگر.

ما انتظار داریم که حوزه های علمیه همانطور که با جناب احمدی نژاد و دولتش در 8 سال برخورد کردند، با شیخ حسن که هم از جنس خودشان است و هم تحصل کرده و نیز مردی کاری است هم کاری کنند. انشاء الله سایه همگی مستدام باشد.

اما در آخر به برخی از دوستانی که سابقه دخالتشان را در انتخابات هادارم،عرض می کنم، برای ما خیلی زشت است که از 124 هزار پیغمبر و پیغمبر زاده فقط « پسرنوح با بدان بنشست» اما از قریب به اتفاق سرداران جنگ خانواده ایشان با ما نباشند. این را دوستانی که از یاران باکری ها، همت ها، رشیدی ها، صفوی ها،بروجردی ها، چمران ها، بابایی ها، خرازی ها و زین الدین ها و ... هستند بدانند که یادتان باشد، حمید باکری چه گفت؟ یادتان باشد نظر حمید باکری در باره احمدی نژاد و محصولی چه بود؟ یادتان باشد که این ها مهندس شهید باکری را که شهر دار ارومیه هم بود را منافق و کافر می دانستند! این ها هم پشتوانه سندی شفاهی و زنده دارد و هم مستند است!

بگذارید، مردم ما بدانند که اگر امروز دولت روحانی نمی تواند به آن ها برسد چرا نمی تواند؟ بگذارید بدانند به چه مارهای سمی رأی داده اند! بگذارید چه کسانی و از کدام گروه ها بورسیه گرفته اند! چرا کیهان نویس معروف پشت سر این هاست؟ چرا وزیران قبلی ( نمایندگان فعلی)  می خواهند استیضاح کنند!

ما با رهبری امام جنگیدیم،ادامه را با رهبری حضرت آیت الله خامنه ای ادامه داده ایم . ما انتظار نداریم که از این جایگاه برای گروهی هزینه کنیم ، اما این آقایان تا توانستند هزینه کردند! و می خواهند هزینه کنند اما حنایشان رنگی ندارد. پس بگذارید فرجی دانا استیضاح شود. من بعید می دانم استیضاح رای بیاورد ، به دو دلیل اول این که برخی از این آقایان شاید نامه ای را امضاء کرده یا قولی داده باشند امابه دلیل بر ملا شدن خیلی چیزها در روز رای گیری رای دیگری می دهند.دوم این که بسیاری از گروه های اصول گرا نیز از تند روی های برخی نظامیان در مجلس که به گروه پایداری نیز پیوسته اند، دل خوشی ندارند. امثال آقای مطهری خوشحال است که استیضاح به صحن پارلمان بیاید اما مطمئناً به استیضاح فرجی دانا رای نمی دهد.

دوستان دانشگاهی من، دانشجویان عزیز، اساتید محترم و بزرگواران کارمند دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی کشور ،این گروه از خدا می خواهدو آرزو دارد که شما سرو صدا راه بیندازید. من این ها را می شناسم. در پناه شلوغی ها سنگر می گیرند و فتنه می سازند، سنگر می گیرند و آن طرف آبی بیرون می دهند، سنگر می گیرند و وا اسلاما سر می دهند. بدون سر و صدا از وزیرتان اگر می خواهید و دوست دارید ، پشتیبانی کنید. اما رفتن این وزیر دلیل بر این نیست که آقای روحانی وزیری ملاحظه کار بر سر کار بیاورد.

اما نمایندگان شهر های استان  من و زاگرس و همه نمایندگان ما از شما ها هم انتظاراتی داریم،به خصوص نمایندگان مناطق خودمان:

بنده با دوستان دانشگاهی از استان های فارس، کهگیلویه وبویراحمد، چهارمحال وبختیاری، ایلام ،خوزستان و برخی دوستان از تهران و استان آذربایجان شرقی و اردبیل ، اصفهان ، گیلان، مازندران ،همدان ، صحبت کرده ام، خراسان جنوبی و کرمان و سیستان و بلوچستان صحبت کرده ام این ها ، از این استضاح اظهار ناراحتی دارند. حداقل به نمایندگان این مناطق عرض می کنم،که مواظب باشند.

واسلام علی من اتبع الهدی

تاریخ ارسال : سه شنبه 1393/05/28 14:29 | نویسنده : admin

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.