تبلیغات
خفرک« شهر آسمان»

رنجنامه ای دیگر برای دوستی قدیمی

رنجنامه ای دیگر برای دوستی قدیمی

دوست قدیمی، متدین اما ساده لوح!

می دانی چرا این نامه ها را برایت می نویسم و آن را منتشر می کنم؟! چرا برای خودت نمی نویسم؟

اصولاً چرا من نپرسیده می پذیرم که شما چنین حرفی زده اید؟!

جالب است نه!

دوست عزیزم در شهر مصیری( می بینی که مدام نزدیک و نزدیک تر می شوم) یعنی آن قدر می آیم تا به درب خانه ات برسم و شاید اسمت را هم بنویسم!

1.     اولاً می خواهم دیگران هم عبرت بگیرند و تهمت و افتراء نزنند.

2.   دوم این که یک خاطره ای می نویسم اما با ابهام شاید یادآوری باشد که بدانی چرا به راحتی می پذیرم که تو تهمت می زنی و یک کسی هستی که قرآن بر دوش خود حمل می کنی بدون این که بدانی در آن چه چیزی نوشته شده است؟!!!

یادت می آید در سال 1363( اگر اشتباه نکنم ) من از جبهه برگشتم  و آقای صمد شجاعیان برنده انتخابات بود.( در آن انتخابات من در جبهه بودم اما اگر در منطقه بودم به آقای موسوی رای می دادم) این را در روستای طویله به خود آقای شجاعیان هم گفتم. او بزرگوار تر از این حرف هاست.

یادت می آید، از تو پرسیدم خوب مردم رای می دهند، چرا امام جمعه یا هر کس دیگری از رای مردم نگرانند و تو گفتی « صمد شجاعیان جزء گروه فرقان » بوده است؟! این را بگرد در کنج ذهنت شاید پیدا کردی! من سنی کم داشتم. متمایل به آقای شجاعیان هم نبودم اما چون فردی بودم که هر چیزی را مثل شما نمی پذیرفتم، تعجب کردم! شما ها و آن ها که خوراکتان از نظر سیاسی از طرف آن ها بود این تهمت ها را نوشتند و دلتان به این خوش بود که اعتبار نامه آقای شجاعیان در مجلس تصویب نشود. آن روز من به عقل تو شک کردم. چون من زیر و بم گروه فرقان و رییس و زمان اعدام آنها را می دانستم اما شما به راحتی برای من یک منتخب مردم و یک شیعه زاده را به تهمت بستید چون به جای اعتماد به یک انسان به لباس او و جایگاه او تأسی کردید!!! و آن شد که نباید می شد و امروزه تهمت نقل زبان شما و اربابان شماست! خدایا مرا ببخش مجبورم!

دوست عزیزم  قبلاً هم برایت نوشته ام. این بار یک چیز دیگری را غیر از خاطره و برخی چیزها به یادت می آورم.

یادت می آید در دوره اول ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد در گلستان شهدا از من پرسیدی و من به تو چیزهایی گفتم آن روز تو فقط تا نوک بینی ات را می دیدی!!!

در جریانات اتفاقیه 1388 دوباره از من پرسیدی و من گفتم در این باره به دلیل سختی در برخی چیزها سکوت اختیار می کنم. اما اصرار کردی  و من گفتم رییس جمهور آدم سالمی نیست! حالا برگرد آن حرف ها را کنار هم بگذار ببین می توانی با آن عقل بسته ات چیزی در آوری ! اگر درنیاوردی حداقل تعبداً مثل قدیم که در نماز به من اقتدا می کردی ، اقتداء کن اگر نکردی ، تهمت نزن!

تو می دانی انقلاب یعنی چه؟ ولایت فقیه یعنی چه؟ مردم یعنی چه؟ خلق خدا که شهید مطهری راه رسیدن به خدا را از میان آن ها می داند!

تا کی آخرتت را فدای دنیای دیگران می کنی؟! نکن! حیف است زندگی این متاع گرانقدر را ارزان به بی سوادان نفروش! بسیاری از گناهان در مساجد انجام می شود، به دور و برت در مسجد نظری بینداز و فکر کن! خوب که فکر کردی ببین چه کسانی را غایت می دانی و جای آنها چه کسان دیگری  نشسته اند و این تغافل را نتیجه اعمال چه افرادی می دانی؟

بعد هم یک نگاهی به موارد زیر بینداز نشان به آن نشان که در زمان انتخابات شورا به یکی از اقوام گفته بودی این فلانی رفته تهران جوّتهران او را گرفته است! نه من جوّ گیر نشده ام. یادت می آید قبل از عملیات بستان در پادگان شماره 2 زرهی اهواز که دست بسیج بود ساعت ها راه می رفتیم و برایت از  تهمت و افتراء و اینکه باید با دید باز بجنگیم زیرا هر کسی که به جبهه آمد  و کشته شد، نمی شود بدان شهید اطلاق کرد! من همان آدم هستم. همان! آن زمان از روی این که پدر و مادرم مسلمان بودند ، دین دار بودم الان دین را پذیرفته ام. جنگ کردم الان اگر دشمن بیاید با بصیرت بیشتری به جنگش می روم. بدان الان هم در جنگ با نفس خویش هستیم. به برخی صنوف اعتماد نکن! خوب در اخبار تدبر کن و بگرد و جستجو کن بعد آن طور که علی مولایت رفت در خانه ، تو هم وارد حریم دیگران شو! گرفتی عزیز یا باز هم بنویسم. ترسم از این است اگر سمت راست سرت را آتش بزنند ، سمت چپش با خبر نشود!

البته تو که می گفتی تنفس در مصیری( منظورت منطقه به طور کلی بود) حرام است، چرا بدین هوای ناپاک برگشتی( به زعم خویش) که بر تو ار کند! چرا از دین جلوتر می زنی! چرا دزد شده ای و به حریم خصوصی دیگران ورود می کنی؟! چرا؟ و نهایتاً « وأنذر عشیرتك الأقربین...

جریان کتاب بر پشت الاغ چیست؟! آیا مخصوص یهود و نصاری است یا شامل ما هم می شود؟!


مَثَلُ الذینَ حُمَّلوا التوراةَ ثُمَّّّ لَم یحمِلوها کَمَثَلِ الحِمارِ یحمِلُ أسفاراً، بِئسَ مَثَلُ القومِ الّذین کَذّبوا بِایاتِ اللّهِ واللّهُ لایهدی القومَ الظالمینَ. (سوره جمعه، ایه 5)

و سعدی  علیه الرحمه چه پرمغز سروده  است:
علم چندان که بیش تر خـوانی
 چـون عمل در تو نیست نادانی
نـه مـحـقّـق بـود نـه دانشمند
 چـارپایی بـر او کتـابی چـنـد
آن تهی مغز را چـه علم و خَبَر
کـه بـر او هیزم است یا دفـتر
و چه زیبا و عالی گفته است  مولوی:
عـِلم های اَهـل دِل حـمّـالـشـان
عـلم های اهـل تـن احـمـالشان
عـِلم چـون بـر دل زنـد یاری شود
عـلم چـون بـر تـن زنـد باری شود
تـا بـبیـنـد مــؤمـن و گــبـرو یـهـود
کـاندریـن صـندوق جـز لعنـت نـبـود
و به فرموده حافظ:
نه من ز بی عملی در جهان ملولم و بس
مـلالت علمـا هـم زعلم بی عمل است
سعدی در گلستان نوشته است:
«دانشمندی را پرسیدند عالم بی عمل به چه مانَد؟ گفت: به زنبور بی عسل. و دو کس رنج بیهود بردند و سعی بی فایده کردند: یکی آن که اندوخت و نخورد و دیگر آن که آموخت و نکرد.»
تشبیه این جماعت به درخت بی بر و زنبور بی عسل و فانوس بی سو و دریای بی آب و مانند آن گویای این پیام است که اینان نسخه دروغینی از درخت و فانوس و دریا هستند.
مترسکند نه واقعیت،مجازند نه حقیقت، فرصت های از دست رفته اند و کمالات به دست نیامده.
در مَثَـل آنـان کـه بـر تـورات چـنـد
بـار کـرده گـشتـه انـد انـدر پـسـنـد
حـمل آن را پس نکـردنـد آن کسـان
آن چـنــان کـه بــود حـقّّ حـمـل آن
بـر مـثالِ آن حـمــاری کـز عـتاب
می نمایـد حـمـل أسفـار و کتـاب
بی خـبر از پشت خـویش آن بی تمیز
کانچه در بار است می باشد چه چیز

متن زیر برای شماست ......

افترا در لغت به معنی دروغ‌بستن، و بهتان‌زدن، تهمت زدن و در اصطلاح حقوقی عبارت است از نسبت دادن صریح عمل مجرمانه برخلاف حقیقت و واقع به شخص یا اشخاص معین ،مشروط بر این‌كه صحت عمل مجرمانه نسبت داده شده، در نزد مراجع قضایی ثابت نشود.

شخصی كه تهمت می زند چندین گناه مرتكب می شود . از طرفی دروغ می گوید كه نسبت ناروا به دیگری می دهد و از طرفی غیبت آن شخص را می كند زیرا او را به چیزی كه كراهت دارد و راضی نیست متّصف می كند و از طرف دیگر انسان پاك و بی گناهی را متهم ساخته و آبرویش را می برد . با توجه به این جهات كسی كه تهمت می زند مرتكب گناه بزرگی می شود . بنابراین ، شخـصی كه مرتكب تهمت می شود بار سنگینی از گناه بر دوش گرفته و عذاب دردناكی در انتظار او خواهد بود.

بهتان و تهمت از گناهان كبیره است بنابراین در قرآن و روایات متعدد به شدت از آن نهی، و عذاب شدیدی برای آن ذكر گردیده بیش از چهل آیه درباره تهمت و بهتان به مردم در رابطه با جریانات مختلفی نازل شده كه چند نمونه مهم آن ذكر می‌شود:

  وَ مَنْ یَکْسِبْ خَطیئَةً أَوْ إِثْمًا ثُمَّ یَرْمِ بِهِ بَریئًا فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتانًا وَ إِثْمًا مُبینًا

و کسی که خطا یا گناهی مرتکب شود، سپس بی گناهی را متهم سازد، بار بهتان و گناهِ آشکاری بر دوش گرفته است.»(  نساء: 112)

یکی از مسائلی که در قرآن کریم بسیار بر آن تأکید شده و گناهی بسیار بزرگ به حساب آورده شده است، تهمت زدن خصوصاَ تهمت زدن به زنان است

إِنَّ الَّذینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ الْغافِلاتِ الْمُؤْمِناتِ لُعِنُوا فِی الدُّنْیا وَ اْلآخِرَةِ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظیمٌ  کسانی که زنان پاکدامن و بی ‏خبر (از هرگونه آلودگی) و مؤمن را متهم می ‏سازند، در دنیا و آخرت از رحمت الهی بدورند و عذاب بزرگی برای آنهاست.(نور: 23)

یَوْمَ تَشْهَدُ عَلَیْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَیْدیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ بِما کانُوا یَعْمَلُونَ»

در آن روز زبان ها و دست ها و پاهایشان بر ضدّ آنها به اعمالی که مرتکب می ‏شدند گواهی می ‏دهد. (نور: 23)

همچنین می فرماید:

وَ الَّذینَ یُؤْذُونَ الْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ بِغَیْرِ مَا اکْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتانًا وَ إِثْمًا مُبینًا؛

و آنان که مردان و زنان با ایمان را به خاطر کاری که انجام نداده ‏اند آزار می ‏دهند؛ بار بهتان و گناه آشکاری را به دوش کشیده‏ اند.»( احزاب: 58)

مجازات تهمت در دنیا و آخرت

خداوند در قرآن می فرمایدوَ الَّذینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ ثُمَّ لَمْ یَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَداءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمانینَ جَلْدَةً وَ لا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهادَةً أَبَدًا وَ أُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ إِلاَّ الَّذینَ تابُوا مِنْ بَعْدِ ذلِکَ وَ أَصْلَحُوا فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَحیمٌ

و کسانی که آنان پاکدامن را متهمّ می ‏کنند، سپس چهار شاهد(بر مدّعای خود) نمی ‏آورند، آنها را هشتاد تازیانه بزنید و شهادتشان را هرگز نپذیرید؛ و آنها همان فاسقانند، مگر کسانی که بعد از آن توبه کنند و جبران نمایند (که خداوند آنها را می ‏بخشد)؛ زیرا خداوند آمرزنده و مهربان است.) (نور: 4 و 5)

كسانى كه زنان پاكدامن را متهم به عمل منافى عفت مى كنند، باید براى اثبات این ادعا چهار شاهد(عادل) بیاورند و اگر نیاورند، هر یك از آنها را هشتاد تازیانه بزنید. به دنبال این مجازات شدید، دو حكم دیگر نیز اضافه مى كندو هرگز شهادت آنها را نپذیرید و آنها فاسقانند  به این ترتیب نه تنها این گونه افراد را تحت مجازات شدید قرار می دهد ، بلكه در دراز مدت نیز سخن و شهادتشان را از ارزش و اعتبار می اندازد ، تا نتوانند حیثیت پاكان را لكه دار كنند ، بعلاوه داغ فسق بر پیشانیشان می نهد و در جامعه رسوایشان می كند ..

    این سخـتگیری در مورد حفظ حیثیت مردم پاكدامن ، منحصر به اینجا نیست در بسیاری از تعلیمات اسلام منعكس ‍ است ، و همگی از ارزش فوق العاده ای كه اسلام برای حیثیت زن و مرد با ایمان و پاكدامن قائل شده است حكایت می كند.

بنابراین مادامی كه می توانی باید قول و فعل مؤمن را حمل بر صحت، و به خیر و صلاح توجیه كنی و نباید به او بدبین و بد گمان باشی و امر او را بر فساد و بدی حمل نمائی، حتی اگر از دهان مؤمنی بوی شراب به مشامت رسید نباید به او سوء ‌ظن پیدا كنی كه او شراب خورده، و مرتكب فعل حرام گشته، ‌بلكه باید محمل خوبی برای آن بیابی مثلاً بگوئی كه شاید طبق تجویز پزشك به منظور مداوا و درمان نوشیده و یا فساق او را مجبور به شرب خمر كرده‌اند و یا اشتباها بجای شیشه‌ سركه بطری شراب را برداشته و بدهان ریخته و هنگامی كه متوجه شده كه شراب است بلافاصله آنرا بیرون ریخته و حتی قطره‌ای هم فرو نبرده است.

برای کسانی  برخلاف حقیقت و واقع به شخص یا اشخاص تهمت و افترا زده اند علاوه بر مجازات اخروی  در دنیا نیز طبق حقوق جزا مجازاتی به شرح ذیل در نظر گرفته شده است:

  در مادۀ 697 قانون مجازات اسلامی؛ مقنن دو نحوه اِعمال مجازات پیش‌بینی كرده است و دادرس دادگاه را مخیر نموده است كه مرتكب را به یك ماه تا یك‌سال حبس و تا 74 ضربه شلاق محكوم كند. یا این‌كه اگر شخصیت مرتكب به نحوی بود كه می‌بایست دربارۀ او مجازات مناسبی تعیین شود بر حسب مورد حبس تعزیری و یا شلاق تا 74 ضربه را مورد حكم قرار دهد.

  در افترا به وسیله نشر اكاذیب، اعم از این كه از طریق مزبور به نحوی از انحاء، ضرر مادی یا معنوی به غیر وارد شده باشد یا نه، مقنن علاوه بر این‌كه اعاده حیثیت شخص مورد افترا را در صورت امكان لازم دانسته، بلكه مرتكب را مستحق حبس تغزیری از دو ماه تا دو سال و یا شلاق تا 74 ضربه شناخته است (ماده 698 قانون مجازات اسلامی)

خدایا! مگر خودت در مورد گرفتن داد مظلومان ازستمگران نفرموید:ولا تركنوا الی ظلموا فتمسكم النار و مالكم من دون الله من اولیاء ثم لاتنصرون؟

مگر دراین کلام به ستمكاران،وعده عذاب دردناك نداده ای؟

والسلام علی من اتبع الهدی

جلال یوسفی

 

تاریخ ارسال : سه شنبه 1393/03/13 01:08 | نویسنده : admin

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.