تبلیغات
خفرک« شهر آسمان»

جاده کمر بندی شهر مصیری مدام قربانی می گیرد! این بار سید قمصور بازیار

زبانم مو درآورد ، از بس گفتم، دستم خسته شد ،از بس نوشتم اما گوش شنوایی نیست؟

از بین متوفی های چند هفته گذشته  شهر مصیری، مرکز شهرستان رستم فارس، 60 درصد بر اثر تصادف بوده است که از این تعداد نیز 30 درصد در جاده کمر بندی شهر مصیری به زیر ماشین رفته اند.  قتلگاهی که دیر زمانی نیست که توسط شرکت « ست راه» که طرف قرار داد و پیمانکار اداره راه بود، به نام جاده کمر بندی از وسط شهر مصیری( روستای بزرگ آن زمان) ایجاد شد.

سال های زیادی است که در محافل متعدد از کشتگان این جاده صحبت شده و نگارنده این سطور نیز با شنیدن این  اخبار ناگوار ( که می شد آن را کاهش داد) ناراحت می شد.

حدودا ً حوالی سال ، 1379  در جلوی چشمانم دختری حدود 10 سال سن( فرزند ابراهیم دهقان) همانند یک کبوتر در حال پرواز به هوا پرید و برزمین خورد و تا من بر بالینش رسیدم ، جان به جان آفرین تسلیم کرده بود .و حادثه غم انگیز تر در این تصادف ، هنگامی بود که این پدر را در سردخانه بیمارستان ولی عصر ممسنی بر بالین آن دختر بردم. هیچ وقت آن بوسیدن ها و خدا حافظی را فراموش نمی کنم.و......

 ..... هر جا که می نشستم از این معضل می گفتم و هر مسوولی را که می دیدم ، دست به دامن او شده و حتی راه حل می دادم.

این کشتار بی رحمانه ادامه داشت و برخی در این جاده در برابر چشمان مردم در آتش سوختند و..... حدود  یک دهه قبل بود که با خبر شدم یکی از بهترین دوستانم که یکی از بهترین انسان ها از خانواده ای نیکو در این جاده  به طور وحشتناکی جان به جان آفر ین تسلیم گفته است! و او کسی نبود جزء سید علی حسینی ، یکی از  فرماندهان بسیج من در بسیج ادارات و کارخانجات و در حقیقت بهترین فرمانده از فرماندهانی بود که من منصوب کرده بودم و هیچ وقت یاد و نامش را فراموش نخواهم نمود.

این جرقه ای بود که من در این راه بیش از آن چه تا آن زمان در فکرش بودم، در پی حل این مسئله باشم. اما فقط می توانستم بگویم، خواهش کنم، التماس نمایم. در برابر مسوولین و مدیران نشسته بر اریکه قدرت متضرّع باشم. همین و بس!

از زمان نمایندگی سید ابراهیم موسوی، علی احمدی، عبدالرضا مرادی و تا الان که آقای نوذر شفیعی در بهارستان سکنی گزیده ، یا به صورت مکتوب، شفاهی و یا ایمیل و نوشتار نوری( مجازی) با ارایه راه حل استمداد طلبیده ام.

در سایت های: مصیری، شهر مصیری و شهرستان رستم، دانش بومی، خفرک و دیار ممسنی،  بارها نوشته هایم منتشر گردیده و مکتوب آن نیز برای دوستان در شهرستان ایمیل و به همه فرماندارها در طی این سال ها و شورای شهر قبلی و نیز شهر دار جدید آقای باقری ارسال گردیده است. که گاه این نوشته به صورت مستقل بوده و گاه در کنار مسایلی چون مشکل ترمینال مسافر بری، یارانه کشاورزی، نهاده های کشاورزی، جداول شهر، خط کشی شهر، و..... ارایه گردیه است.

در مراسم یکی از منسوبین نیز موارد به چند عضو شورای شهر مصیری گوش زد گردید. اما.......

اما این بار فردی در روزی مقدس که برای امری مقدس  در راه بود، به زیر ماشین رفت.  تصادفی که شاید یکی از مسببات آن را نحوه و مکان ایستادن پلیس در محل دانست! زیرا راننده با مشاهده پلیس هواسش به طرف او معطوف می گردد و از عابر پیاده غفلت می کند. نه بر این هستم که کار راننده را توجیه نمایم و نه بر این هستم که بگویم پلیس موجب تصادف می گردد اما مکان ایستادن پلیس و آن هم در کنار این چهار راه، می تواند موجب اختلال در رفت و آمد و نیز برخورد وسایل نقلیه باشد!

بگذریم.............

همه انسان ها ، مخلوقات خدا هستند و با ارزش،  اما گاهی یک انسان برای جامعه قدر و منزلت و کارکردش بیشتر از « فرد» می باشد و آخرین قربانی جاده کمری بندی شهر مصیری تا الان یکی از این نمونه انسان هاست.

فردی که عمری را در مبارزه با دشمنان دین در جبهه ها گذراند. جگرگوشه خود را از دست داد. همواره در کنار خانواده های ایثار گران بود و مرحمی بر زخمایشان. در کنار شورا، شورایی می نمود، در عزاداری سالار شهیدان عزادار بود ، در دعواهای مختلف ، مصلحی زبردست بود و.... پایه  و ستونی بود برای مردم. مردمی روستایی، مردمی مظلوم و بی کس که غیر از خدا کسی را در این دنیا به عنوان پشتیبان ندارند اما او یعنی سید منصور( قمصور) بازیار این پشتیبان زمینی بود!

هرچه از این سید جلیل القدر بنویسم کم نوشته ام  و این قلم من در حدی نیست که بتواند ارزش واقعی ایشان را بر صفحه ای از کاغذ مکتوب نماید.

روز تشییع و خاک سپاری آن مرحوم، بزرگواران و محترمینی چون: نماینده مجلس، فرماندار و سایر مسوولین با انشای بسیار زیبا و احساسی این مصیبت را ( که آن را بسیار بزرگ هم می خواندند) به بازماندگان و بیت شریف آن مرحوم تسلیت می گفتند!

آقای نماینده! آقای فرماندار! شورای شهر! اداره راه و همه کسانی که در این جریان دستی بر آتش دارید! چقدر جان انسان ها برایتان مهم است؟! آیا اصولاً انسان ها را ارزشمند می دانید؟! اگر می دانید چرا فکری برای این ارزش ها و این مخلوقات خدا و رهایی آنها از این قتلگاه دست ساز نمی نمایید؟!

آقایان!

بازماندگان بیت آسید منصور بازیار به جای تسلیت،  از شما تقاضا دارند، که فکری برای این جاده بنمایید؟ این جاده جان انسان های زیادی را گرفته است؟ انسان هایی که برخی از بزرگان و مفیدان این جامعه بوده اند.

گاهی شاید کسی فکر کند شما خدای ناکرده ، نشسته اید تا این ها بمیرند و بعد بر اجسادشان اشک بریزید؟! این چه نوع مدیریتی است؟اگر زورتان نمی رسد، تعارف و شرم نفرمایید ، بگویید تا مردم خود تکلیف این جاده را یکسره نمایند! تا خود به تکاپو افتاده و اگر در میان شهرهای ایران گم شده اند، خود را بازشناسی نمایند!

آقای فرماندار عزیز

من به نمایندگی از مردم مصیری(( نه شورا، نه آنان که خود را مردم می دانند اما کارشان مردمی نیست و نه آنان که به خاطر پستی بر درب این ادارات روزانه پرسه می زنند( با عرض معذرت از بکار گیری این ادبیات در خضور شما بزر گان و محترمین)  و یا به دنبال رتق و فتق امور خود و خویشاوند خویشند)) به شما عرض می کنم و قبلاً نیز عرض کرده  و منتشر نموده ام . مردم خواهان حل مسئله جاده کمربندی  مصیری به طرق زیر هستند:

1.      تبدیل جاده کمر بندی به بلوار و ایجاد تابلو ها  و نمادهایی که در بلوار شهری قرار داده می شود.

2.      ایجاد و تاسیس پل های هوایی در محل های ذیل

الف. جاده قبرستان و تقاطع باقری

ب. تقاطع مسجد محمدیه بردکوه

پ. تقاطع خیابان شهرداری

ت. تقاطع خیابان منتهی به مسجد مصیری و محله حاجی کوهی

3. ایجاد زیر گذر برای افراد  مسن حد اقل یک یا دو زیر گذر

4. ایجاد پل و یا زیر گذر در ورودی و خروجی این جاده به ویژه در آخر شهر مصیری به طرف بابامیدان

این کمترین چیزی است که خواسته این مردم است. و به زعم بنده ایجاد دست انداز در جاده در هیچ جای دنیا قانونی نیست و توهین به شعور انسان هاست و دردی را دوا نمی کند!!

آقای دکتر شفیعی نماینده محترم مردم رستم و ممسنی در مجلس شورای اسلامی

جناب چراغ سحر فرماندار محترم و مخدوم شهرستان رستم

اعضای محترم شورای شهر مصیری

سرپرست محترم شهرداری مصیری

و همه مدیران و مسوولانی که در این امر سهیم هستید، روی سخن این بنده کوچک خدا با شماست:

1. تا کی باید به عزای عزیزانمان در این جاده بنشینیم؟!

2. تا کی سید قمصور و سید قمصورها باید به خاطر ندانم کاری ها و یا تداخل کاری و یا عدم تمایز ساختاری و کارکردی  و.... مفت از دستمان بروند؟!

3. تا کی مدیر سروری و برنامه ریزی از بالا و حاکمیت نظام دیوانسالاری بر برنامه ریزی کشور باید این چنین جان انسان ها را به هیچ بگیرد.

4. تا کی باید لفظ بسیار زشت و نا پسند« منطقه محروم » را یدک بکشیم؟!

5. تا کی باید جهان سومی باشیم؟!

6. تا کی باید مدیرانمان برنامه های علمی را یک مشت نوشته در لابلای کاغذ بنامند ؟!

7. تا کی باید مردم فکر کنند چون مجبورند باید به این چنین مشکلاتی تن در دهند؟!

8. تا غرور  و نخوت بالا دستی ها و وجود تفکر مافوق و مادون مانعی برای توسعه منطقه ما باشد؟

عزیزانم

آنان که این جاده را کشیدند و حکم کمربندی بر آن بستند، افراد کم خردی بودند که تا نوک دماغشان را بیشتر ندیدند!!

آنان که پیشنهاد ایجاد دست انداز را می دهند ( در هر کجا) انسان ها را ( بلا تشبیه) شاید چیزی غیر از انسان به حساب آورند!و یا نمی دانند که وجود دست انداز در هیچ قانونی وجود ندارد!

آنان که به مردم به دید، نوکر نگاه می کنند، سخت در اشتباهند و باید بدانند  که خود نوکر مردمند!

و........

هر کدام خود را به جای فرزندان سید قمصور و سید مختار و نیز ابراهیم دهقان و خانواده حسینی و حسین ها و .... ده ها انسانی که در این جاده جان باخته اند ، بگذارید و خوب در تفکر فرو روید و بعد تصمیم بگیرید. اگر نتوانستید به مردم بگویید این مردم کوه را از جای می کنند، این که سهل است.

مجدداً عرض می کنم که من قبلاً در این رابطه در سایت ها و به صورت مکتوب مواردی نوشته ام که آدرس این سایت ها را برایتان می نویسم . کمی در آن غور کنید هم بدان می رسید و هم شاید دادی دیگر را خواندید و به فریاد آن رسیدید!

سایت مصیریMasiri.ir

سایت مصیری و شهرستان رستمshahsani.ir

سایت دانش بومیDaneshebumi.ir

سایت خفرکKhafrak.ir

دیار ممسنیdiaremamasani.ir       

برادر شما

جلال یوسفی / تهران/ 13 آبان /1392 شمسی

 

تاریخ ارسال : سه شنبه 1392/08/14 16:01 | نویسنده : admin

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

تاریخ ارسال : سه شنبه 1392/08/14 15:30
سلام این مطالب وبلاگت رو خودت مینویسی؟ خوشحال میشم باهات تبادل لینک داشته باشم . این میتونه آغاز یه همکاری جدید باشه

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.