تبلیغات
خفرک« شهر آسمان»

قدر مردم را بدانیم!

قدر مردم را بدانیم!

مردم ایران به هر دلیل (که هر کسی از ظن خود شد یارشان ) به پا خاستند و حکومتی را از بیخ و بن انداختند که سابقه آن  به هزاران سال می رسید.مردم برای این اهداف خود بدون تفکر جلوی تانک ،توپ،گلوله های آتشین نرفتند و شکنجه ها و زندانی و تهمت ها را به جان نخریدند! آنها به  شعار جلودار نهضت توجه کردند و چون آن را پسندیدند، بر دیکتاتور شوریدند تا خود سرنوشت خویش را به دست بگیرند و برای تداوم این انقلاب هزینه های زیادی را نیز متحمل شدند.

اگر چنین نبود، چرا آنها که سال ها در کسوت حزبی و به صورت گاه مسلحانه با دولت در افتادند و برخی نیز با تکیه بر بیگانگان سال های زیادی از عمر خویش را برای رهایی از چنگال حکومت زمانه خویش بر باد دادند، پیروز نشدند. بنابراین آن چه که در این کهکشان بسیار بزرگ به خوبی می درخشید عنصر رهبری ، شفاف بودن شعارهای نهضت وعنصر مردم بودند.

رهبری ، یک فقیه جامع الشرایط، آگاه به زمان، شجاع، مدیر ، مدبر، با ایمان  نسبت به راه خویش و.... و شعار نهضت نیز روشن بود. این شعار از سه جزء جامع و مانع تشکیل شده بود. « استقلال»، «آزادی»، «جمهوری اسلامی».

تا آن زمان مردم غیر از جنبه سیاسی در بسیاری از جنبه ها آزاد بودند. آزادی  از نوع غربی آن و آزادی که شاید بتوان نام آن را دربند بودن گذاشت. اما هر چه بود، آزاد بودند که در اعمال شخصی خود به کدامین سو بروند؟! نماز بخوانند یا مشروب بخورند! و....

کشور تابع غرب بود و در زنجیره ای از وابستگی از متروپل  تا قمرهای کوچک که روستاهای دور دست را در بر می گرفت، قرار داشت و از همان  طریق نیز مواد خام و دسترنج مردم به صورت سلسله مراتب به مادرشهر جهانی می رفت. دوران، دوران استعمار نو برای امپرالیسم بود.

از نظر آزادی شاید لازم به توضیح نباشد که چنین حکومتی ملی با چنین ارتباطی سیاسی جایی برای آزادی باقی نگذاشته بود و لذا  حاکم کشور هر ازگاه تحت عنوانی بازی دموکراسی در می آورد. البته این بازی ها بایستی در راستای پوست اندازی و بازتولید نظام سرمایه داری صورت می گرفت. یکی از این ها، اجرای اصلاحات ارضی برای از بین بردن نظام های سنتی در جهان سوم بود که 70 درصد بازار آن زمان را با این سیاست به خود اختصاص می داد.بنابراین تصمیم از رأس نظام جهانی و از متروپل گرفته می شد.

آزادی بی معنا بود. روزنامه ها در راستای روش و سیستمی خاص می نوشتند. مسیر آنها کلیشه ای و از قبل مشخص شده بود.از همین رو بود که امام در هواپیما به خبرنگار ی گفتند( نقل به مضمون) ما می خواهیم اگر جوانانمان خواستند چیزی بنویسند بتوانند حرف خود را بزنند و.....

از سوی دیگر مردمی بودند که هزاران سال در انقیاد حکامی ظالم  دیکتارتور از نوع خارجی آن از غربی های قدیم در دوران شکست هخامنشیان، تا 200 سال سلسله اعراب و ..... مغولان وتا تار و حکام محلی که خوشبینانه ترین آنها حکومت صفویه با نام شیعه بر پیکره مردم آن چنان می کوفت و یا همین کریم خان زند که به وکیل الرعایا معروف است، حتی به لرهای هم زبان خویش نیز رحم نکرد تا چه رسد به دیگران .

این مردم، در طول تاریخ هر بار مورد ظلم و زور قرار گرفته اند ، شاید برای مدتی تحمل کرده باشند اما نهایتاً به تغییر وضع موجود اقدام کرده اند و بررسی تاریخ ایران تاییدی بر این مدعاست.

مردم ایران انقلاب کردند و پای تمام مشکلات آن نیز ایستاد ه اند. اما این مردم با شخصی خاص عقد اخوت نبسته اند. نه از درجه می ترسند، نه از توپ، نه تفنگ، نه زندان و.... نوع حکومت نیز برایشان تفاوتی نمی کند. تا زمانی به شخصیت آنها احترام گذاشته شود، به ارزش هایشان بی احترامی نشود، بهترین یار و همراه خواهند بود  و به قول امام بزرگوار امثال این مردم را در زمانه رسول الله هم نداشته ایم. مردمی که انقلاب کردند، با ضد انقلاب مبارزه کردند، جنگ را اداره کردند، سازندگی را پشتیبانی نمودند و ..... تا بدینجا رسیدند.

آیا این مردم صغیرند؟! آیا برخورد حقارت آمیز با این مردم درست است؟! آیا بی احترامی با این مردم به جاست؟!

گروه هایی در این کشور بر این عقیده اند که مردم از شعور بالایی برخوردار نیستند و لذا باید آنها راهدایت نمود.

البته این که انسان ها در هر لحظه احتیاج به همراهی دارند و بایستی آنها را رهبری باشد ، مدیرانی باشند  و کارگذارانی که امور را بر عهده بگیرند شکی نیست. اما این با آنکه فکر کنیم مردم راست را از کج تشخیص نمی دهند، به بیراهه رفته ایم. همین مردم 17 شهریور به راه انداختند، 15 خرداد، 13 آبان، 22 بهمن، دفاع 8 ساله و .... مگر آن زمان اشتباه کردند که حالا اشتباه نمایند.

عدم شایستگی مدیریت  در کشور و به ویژه دولت  در 8 سال گذشته عرصه را بر این مردم از نظرات مختلف به خصوص وضعیت اقتصادی تنگ کرده است.

مردم ایران با این وضع منابع زیر زمینی و این خوش خدمتی به حکومت شایسته این به گدا افتادن نیستند!

مردم ایران خود باید سرنوشت خود را رقم بزنند! آنها که در لباس های مختلف می خواهند همانند دوران دهه هفتاد دوباره نیروهای خوجوش به راه بیندازند، بدانند که برای مردم چهره آنها شناخته شده است. این ها منافعشان در سرو صدا کردن است.

از این به بعد مردم ایران یک صدا می شنود و آن صدای رهبری است و از نظر سیاسی یک مجرا وجود دارد و آن دولت و وزارت امور خارجه است.

مردم در کشوری که حاکمش ظالم است به خیابان می ریزند و یا اگر صلاح باشد با مجوز همان رهبر باید برای تاییدموضوعی برای خود نشان دادن در برابر نظام سلطه به خیابان بیایند.

کشوری که حاکمش ولی فقیه است ، در صورتی که گروهی همانند آنان که به فرودگاه رفتند، آنان که قم و کرمانشاه را به هم زدند، بخواهند دوباره این موارد را تکرار کنند از نظر ما ملت و به خصوص   خانواده های شهداء ، جانبازان و پیروان امام و رهبری اینان نهروانیانی هستند که قوه مخیله اشان تا نوک دماغشان را هم تشخیص نمی دهد و رهبران این ها نیز آنانی هستند که منافعشان در گل آلود ماندن آب است. کاری نکنند که زبان ها باز شود و آن چه را مردم نباید  بدانند، بشنوند ! این یک نصیحت برادانه است .

جنگ ( دفاع مقدس) را همه آحاد مردم بخصوص بسیجیان واقعی این مریدان امام بزگورار با تمام توان به پایان بردند. سپاه، ارتش، ژاندارمری، کمیته، جهاد سازندگی، حلال احمر و سایر سازمان ها در جنگ مشارکت داشتند اما چنانکه گفته شد، این مدم بودند که جنگ را به انحاء مختلف پشتیبانی نمودند. در عرصه های دیگر نیز مردم پای کار بودند. بنابریان به نام بودن در جنگ، قرار نیست بر این مردم ظلم شود، بایستی برای این مردم نوکری کرد. این مردم نوکر انسان هایی هستند که در خدمت آنها باشند اما در حقیقت آنها متولی نعمت همه ما می باشند.

از بین مردم نگرانی هایی از برخی نهادها و سازمان ها به گوش می رسد و این برای انقلاب خطری بزرگ می باشد. کوبیدن یاران امام به قیمت گرفتن یک پست، مقداری حقوق، امتیاز یک شرکت و یا ترفیع در یک شغل و درجه و امثال آن برای انقلاب بسیار گران تمام خواهد شد و مردم چنین اموری را تحمل نخواهند نمود.

این روزها نقل قول ها بسیار شده است. کار به جایی رسیده که به یک نفر خادم برای کوبیدن یار امام متوسل می شوند. این در حالی است که خانواده امام اهل بیت دارد. مگر ما ها شاهد خدمات یاران و نزدیکان امام نبودیم.چه شده که آنها که حتی در حوزه علمیه ولایت فقیه را قبول نداشتند، سینه چاک ولایت شده اند وآنها که ده ها پست هم زمان در جنگ از طرف امام به آنها تفویض شده بود، الان یا در حاشیه اند و یا جزء رانده شدگانند؟!

جریان درون یک خانه را باید از اهل بیت آن خانه پرسید نه از کلفت ونوکر! البته نه فقط در این روزگار بلکه در طول تاریخ بوده اند کسانی که در چنین مواقعی با دسائسی وادار به حرف زدن شده اند! نمونه اش در طو تاریخ اسلام بسیار بوده است و بزرگان روستایی در دانش بومی از این افراد تا بخواهی داستان و ضرب المثل دارند. جایگاه یاران امام را باید از مرحوم آیت الله توسلی می پرسیدید؟ از مرحوم احمد آقا می پرسیدید و یا از حاج حسن بپرسید که البته شما ها دیگران را بر ایشان نیز ترجیح داده اید! یادتان رفته که امام چند بار علناً و گاه به صورت نوشته نگرانی خود را از آزار و اذیت خانواده و نزدیکان خود،  بعد از مرگشان بیان نمودند! مگر خانواده امام چه کسانی هستند؟ مگر یاران امام چه کسانی هستند؟ شما بدانید تاریخ تکرار نمی شود. شما با تمثیل ها  و تشابهات نمی توانید برای تاریخ علت سازی کنید!

این که آقای فلان یا بهمان که در زمان امام پست و مقام بسیار داشته اند ، توسط  شما ها ابراز می شود که از همان اول هم مشکل داشته  اند ، توهین به عقل و شعور، تدبیر و تدبر امام است! سخنان خادم امام توهینی بزرگ به امام است و اگر به خاطر خدماتش به امام و خانواده امام نبود، و نیز ترس از اینکه این شائبه دفاع از شخصی خاص نشود، من به عنوان یک مدعی  علیه او شکایت می کردم . او به شعور امام، به سیاست امام و به تدبیر امام توهین نموده است! اگر هاشمی در آن زمان مشکل داشته است، چرا رییس مجلس بود؟! چرا جانشین فرمانده کل قوا و فرمانده جنگ بود؟! چرا و چراهای دیگر؟! من نمی خواهم از شخص هاشمی دفاع کنم چرا که عملکرد هاشمی بهترین مدافع اوست، اما می خواهم سخنان امام را که همواره از تکرار  نمونه حوادث بعد از انقلاب مشروطه تکرار می نمود را یادآدآوری  نمایم.آن آخوندی که در جای دیگری علاوه بر توهین به امام،  حتی شهید رجایی را زیر سوال برده است نیز به امام توهین کرده است! اینها در افکار عمومی مردم تشویش ایجاد می کند! مردم از خود ی پرسند نکند بچه هایمان بدون دلیل و بدون تدبیر کشته شده اند؟! نکند و نکند و......

چرا از خدا نمی ترسید؟ فاین تذهبون؟!

اگر شخصی الان دچار مشکل شده و حتی با انقلاب هم مشکل پیدا کرده است( فرض می گیریم)، چرا ما گذشته او را زیر سوال می بریم؟! گیریم که اشکالی هم وجود داشته است! آیا سزاوار است که برای رسیدن به آمال وآرزوهای خودمان ه دهان باز کرده و هرچه هست ، را بیرون بدهیم؟! سنگ  ریزه ای در زیر زبانتان بگذارید تا هنگام سخن گفتن به یاد نتیجه آن سخن افتاده  و اول بدان فکر کرده و سپس بیان کنید. این سخن رسول خد( ص) است.

شما برخی از افرادی از باند و گروهی خاص که مردم هم شما را خوب می شناسند، چرا برای رسیدن به قدرت این قدر ولوله می زنید؟! چرا به هر وسیله ای برای از میدان به در کردن رقیب استفاده می کنید؟! واقعاً با خود خلوت کنید و به خون شهداء فکر کنید. به یاد آن روزی بیفیتد که این خون های خدا دامنتان را بگیرد.

اتقوا، اتقوا ، اتقوا

 

تاریخ ارسال : چهارشنبه 1392/08/1 00:02 | نویسنده : admin

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

تاریخ ارسال : چهارشنبه 1392/08/1 17:47
سلام.جناب یوسفی dns های شما روی میهن بلاگ هست و هیچگونه دستکاری هم نشده است.

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.