تبلیغات
خفرک« شهر آسمان»

راه سیاست راه پر مخاطره ای است و هرکس را یارای پیمودن آن نیست!

راه سیاست راه پر مخاطره ای است و هرکس را یارای پیمودن آن نیست!

بر حسین باید گریست! اما چونه باید گریست؟

آیا تا حسین را نشناسی می توانی برایش دل بسوزانی و بهشت را با گریه بر او بر خود حرام نمایی؟!!

حسین (ع) را امام سجاد می شناسد، زینب می شناسد که یکی با غریو سخنانش کاخ یزید را می لرزاند و آن دیگر یعنی سید ساجدین در هر زمان و مکان با گریه بجایش سفیر انقلاب عاشورای 61 هجری می شود.


حسین را باید شناخت ! تا نشناسی گریه  و ناله بر تو بیشتر به صدای وحوش می ماند ، هم گلو را به درد می آوری و هم وقت بندگان خدا می گیری!

اگر این گریه تجارت باشد واویلا! گریه ها و ناله هایی با اشعار ساختگی و صرفاً از روش « داغ کردم مجلس» با آن رقابت های آن چنانی و فحش های درون گروهی که فلان فلان شده بلند تر. واویلا آن وقت تو کفتار می شوی نه دیگران!

حسین را باید شناخت او خون خداست. باید ابتدا خدا را شناخت تا قدر خونش را دانست. و زمینه شناخت خدا هم من عرف نفسه عرف ربه!

فحاش و هتاک کجا قدر انسان این اشرف مخلوقات می شناسد. مغزهای کوچک، باندی، یبس که حسین را نمی شناسند!

این ها قصابانی هستند که امام را قصابی می کنند تا مجلسشان بگیرد و گاه سنگ ریزه بر سر آدمیان زده اند تا گریه کنند! به هر حال باید بگریند. تا نگویند مجلس فلانی نگرفت!

یکی از این نوچه مداحان به همراه ما در سفر حج بود و هم اتاقی ! به زورش نماز می بردیم و همش در فکر خرید بود یا  باگروهی در تماس که مجلسی بگیرید که بعد ها کم نیاوریم. حاضر نشد یک کلمه دعا بخواندو من از زیر زبانش بیرون کشیدم آمده تا در جلوی اسمش یک « حاجی» بگذارد تا در نوشت هایش حاج فلان باشد!

و ای وای از زمانی که از همین قشر در دانشگاه استاد شدند و اساتید خاک خورده تخته های کلاس بیرون ریخته شدند! وامصیبت!

 من خود مداح بودم. می خواندم. اما زمانی دیدم این گروه( نه همه) فقط برای پول و مقام و شهرتند! البته برخی نیز یک ذربین و یک عینک دارند که یک مسیر را می بینند و همان را می روند و البته روش رفتن را نیز خودانتخاب می کنند! به حاشیه ای رفتم و خود برای خود می خوانم!

دروغ می سازند. از تشابهات در تاریخ و تمثیل ها علت می سازند . تارخ را تکرار می کنند( تاریخی که هیچگاه تکرار شدنی نیست) اما تشابهات دارد. طلحه و زبیر می سازند،  اما یادشان می رود و یا نمی خواهند که بدانند گروهی نیز معاویه اند، گروهی یزیدند، گروهی در تاریخ ما مثال افرادی اند که شب چون چراغ ها خاموش شده همه رفتند بجز هفتادو دو نفر! گروهی مسلم را تنها گذاشتند!گروهی نامه نوشتند و خود به کار زار آمدند!

آیه می خوانند و تفسیر می کنند حال آن که مفسرین ما چنین جرأتی ندارند! حدیث جعل می کنند! از مردگان خواب نقل می کنند!

در سال 1388 در فرودگاه مهر آباد یکی از همراهان به من خبر داد که حضرت آیت الله العظمی بهجت  از دنیا رفته اند و ادامه داد. تا الان هیچ خوابی، هیچ داستانی از این بزرگوار و عالم ربانی در جامعه نبوده اما به زودی خواهی دید که در محافل به سود جریاناتی چه خواب ها و سحن ها که بدیشان منتسب می گردد و این طور هم شد.  از نمونه خواب هایی که پدر معنوی پایداری برای احمدی نژاد نقل می کرد. برخی نیز از این بزرگوار بعد از مرگش بیان می کنند!

این  ها اگر بخواهند وارد سیاست شوند و از این مسیر پر از تیغ و خار و خاشاک بگذرند، بدون تلفات نخواهند بود. پس بهتر است این راه را به اهلش بسپارند و خود از راهی صاف و بدون درد سر راهی شوند باشد که به مقصد برسند!

تاریخ ارسال : شنبه 1392/07/27 13:19 | نویسنده : admin

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.